تهاجم فرهنگی چیست؟

 

 


بخش ارتباطات- تهاجم فرهنگی یا به‌عبارت دیگر، نبرد فرهنگی كه می‌توان آن‌را نوعی از سلطه دانست، پدیده‌ای نو و تازه تولد یافته نیست؛ كه در قرن بیستم به منصّه ظهور رسیده باشد؛ بلكه سابقه‌ای به بلندای تاریخ دارد. این پدیده از ابتدای تاریخ زندگی اجتماعی انسان مطرح و موجود بوده است؛ چراكه از همان هنگام تقسیم شدن انسان‌ها به حق و باطل و مسأله استكبار و سلطه‌طلبی در بین آن‌ها رواج داشته است.[2] اما اگر بخواهیم تاریخ این نوع از هجوم را در كارنامه‌ی اخیر مغرب‌زمین به‌عنوان چهره شناخته‌شده استعمارگری و سلطه‌جویی بررسی كنیم؛ باید دانست كه از زمان تجدید حیات فرهنگی(رنسانس) در غرب و ظهور اندیشه و فرهنگ جدید، ملاك‌ها و ارزش‌هایی توسط مغرب‌زمین عرضه شد، كه با فرهنگ و ارزش جوامع دیگر، تفاوت اساسی داشت. این فرهنگ جدید، زمینه را برای ظهور قدرت‌های سرمایه‌داری و نظام كاپیتالیستی فراهم آورد. قدرت‌های جدید غربی كه برای استحكام و گسترش نظام سرمایه‌داری خود به‌منابع دست‌نخورده نیاز داشتند، به استعمار سرزمین‌های جهان دست زدند و كشورهای مختلف آفریقایی و آسیایی را زیر سلطه خود گرفتند؛ این استعمارگران برای تثبیت سلطه خود بر سرزمین‌های جدید، به زدودن موانع فرهنگی در كشورهای زیر سلطه خود پرداختند. ساختن مدارس به سبك غربی، وارد كردن كالاهای غربی و راه انداختن جریان‌های سیاسی و مذهبی بر اساس مبانی خودشان، از جمله اقدامات آن‌ها برای مقابله با فرهنگ بومی بود.

 

نظام سلطه‌جوی غرب بعد از استقلال‌یابی كشورهای تحت سلطه خود، به‌ویژه در كشورهای اسلامی كه بعد از تجزیه امپراتوری عثمانی اتفاق افتاد و بسیاری از سرزمین‌های اسلامی به‌صورت كشورهای جدید و براساس ناسیونالیسم شكل گرفتند؛ به‌طور غیرمستقیم به گسترش فرهنگ خود و جایگزین كردن آن در كشورها پرداخت و تهاجم فرهنگی را به‌طور غیرمستقیم به گسترش فرهنگ خود و جایگزین كردن آن در كشورها پرداخت و تهاجم فرهنگی را به‌طور غیرمستقیم دنبال كرد.[

 

 زمانی كه جامعه‌ای تلاش می‌كند فرهنگ خود را بر جامعه دیگری كه طبعاً دارای فرهنگی خاص می‌باشد، تحمیل كند و یا لااقل نوعی دگرگونی در فرهنگ آن جامعه به‌وجود آورد هجوم فرهنگی اتفاق می‌افتد

 

فرهنگ و تهاجم فرهنگی

 

مقوله فرهنگ، مقوله وسیعی است كه در اطراف آن بحث‌های فراوانی صورت گرفته و برای آن بیش از پانصد تعریف ذكر شده است.

 

براساس دیدگاه برخی‌ اندیشمندان، می‌توان این مقوله را به‌طور اختصار این‌گونه تعریف نمود: «مجموعه‌ی مایه‌هایی كه رفتار انسان را از رفتار حیوانات مشخص و ممتاز می‌سازد.»

 

بر این مبنا باید گفت كه فرهنگ، مجموعه پیچیده‌ای است دربردارنده اطلاعات، باورها، هنرها، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم، گرایشات گوناگون، قابلیت‌ها و عادات روزانه كه آدمی با عضویت در یك اجتماع به‌دست می‌آورد. باید توجه داشت فرهنگ از یك مقوله متجانس نبوده و بر یك واقعیت مفرد دلالت نمی‌كند؛ بلكه همانگونه كه گذشت، تعداد زیادی از عناصر را در سطوح مختلف دربرمی‌گیرد.

 

حال با این فهم از فرهنگ، می‌توان گفت زمانی كه جامعه‌ای تلاش می‌كند فرهنگ خود را بر جامعه دیگری كه طبعاً دارای فرهنگی خاص می‌باشد، تحمیل كند و یا لااقل نوعی دگرگونی در فرهنگ آن جامعه به‌وجود آورد هجوم فرهنگی اتفاق می‌افتد.[5] در تهاجم فرهنگی، دشمن ابزارهای ظاهراً غیرنظامی و غیر اقتصادی و غیر سیاسی و به‌عبارت دیگر شیوه‌ها و ابزارهایی را كه لازمه‌ی ایجاد و گسترش یا كاهش و امحای فكر و فرهنگ و بینش و عقیده در میان ملت است به‌نحوی مورد استفاده قرار می‌دهد؛ تا افكار و آرای مردم را برای پذیرش هجوم ناگهانی یا نفوذ تدریجی، به‌منظور تصرّف و تملّك منابع و منافع مادی و معنوی آنان به‌طور طبیعی مهیا كند

 

 

تهاجم فرهنگی كه می‌كوشد سه عنصر اساسی فرهنگ؛ یعنی شناخت‌ها و باورها، ارزشها و گرایش‌ها و رفتارها و كردارهای جامعه مورد هجوم را با دگرگونی روبرو سازد، همیشه به‌دنبال جایگزین كردن فرهنگ مهاجم، به‌جای فرهنگ بومی نبوده، بلكه ممكن است بیگانه كردن مردم آن جامعه از فرهنگ خودی و نابود كردن هویت فرهنگی یك جامعه را در نظر داشته باشد.

 

البته غالباً در تهاجمات فرهنگی، از یك فرهنگ به‌عنوان حربه ابزاری برای تهاجم مورد استفاده قرار می‌گیرد و مهاجم سعی می‌كند، با استفاده از روش‌های روان‌شناسی، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی و بهره‌گیری از نمادها و فولكلور جامعه مورد نظر، نوعی همدلی و هم‌سویی با دولت استفاده‌كننده از حربه‌ی فرهنگ در بین ملت‌های مورد خطاب، به‌وجود آورد.

 

باید در نظر داشت كه می‌توان برای هجوم فرهنگی دو بعد مثبت و منفی در نظر گرفت؛ كه در بعد منفی آن كه جریان غالب حاكم بر آن بوده و آن‌چه بیان شد نیز ناظر به همین بعد می‌باشد، مهاجم، به‌دنبال تغییر نامطلوب در جوامع بوده و می‌كوشد تا ارزش‌ها را به‌ضد ارزش تبدیل كرده و باورهای صحیح را از مردم بگیرد و تردید، وسوسه، وانهادگی و پوچ‌گرایی را در آن‌ها ایجاد نماید. در نتیجه تغییر در ارزش‌ها و باورها، رفتار آن‌ها را نیز به‌سمت انحطاط بكشاند. اما در بعد مثبت آن كه معمولاً مورد نظر مباحث مربوط به تهاجم فرهنگی نمی‌باشد، هجوم فرهنگی، به انگیزه‌ی اصلاح خطاها و انحرافات جامعه‌ای صورت می‌پذیرد و می‌كوشد تا انسان‌ها را به‌فطرت خویش برگرداند. در این نوع از هجمه فرهنگی دیگر انگیزه استعمار و استثمار جوامع كه در هجوم منفی رایج است، مدنظر نخواهد بود. اقدامات ادیان ناب الهی در جریان گسترش فرهنگ الهی را می‌توان از قبیل هجوم فرهنگی مثبت دانست

 

 در تبادل فرهنگی، فرهنگ مفید و سازنده كه همان حقایق و واقعیت مربوط به ضرورت‌ها، ارزش‌ها و زیبایی‌ها و دیگر شیوه‌های شایسته‌ی حیات معقول انسان‌ها است، به‌طور آگاهانه منتقل می‌شود

 

تفاوت تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی

 

تبادل فرهنگی همان ارتباط منطقی و درست فرهنگ‌هاست؛ كه می‌تواند در پیشرفت ارزش‌های انسانی و بهتر كردن زندگی بشر سودمند باشد. در تبادل فرهنگی، فرهنگ مفید و سازنده كه همان حقایق و واقعیت مربوط به ضرورت‌ها، ارزش‌ها و زیبایی‌ها و دیگر شیوه‌های شایسته‌ی حیات معقول انسان‌ها است، به‌طور آگاهانه منتقل می‌شود. مقوله تبادل فرهنگ با انتقال عناصر فرهنگی مانند علوم، صنایع هنرهای ارزشی و اخلاقیات والای انسانی همه مردم جهان را از تجربه آگاهی و باورهای درست یكدیگر بهره‌مند می‌سازد و از آزمایش روش‌های نادرست آزموده‌شده بی‌نیاز می‌سازد.اما تهاجم فرهنگی به‌دنبال از بین بردن فرهنگ درست و مثبت و گاهی نهادینه كردن فرهنگ‌های ناصحیح و مبتذل با بهره‌گیری از اجبار و اكراه روانی در جهت سلطه‌جویی بر جوامع است.

 

 

 

ابزارهای تهاجم فرهنگی

 

1.خبرگزاری‌های بین‌الملی؛ سرعت در گردآوری و پخش خبر، از شرایط كامیابی رسانه‌های گروهی به‌شمار می‌رود. از این‌رو استكبار جهانی با هدف كنترل آشكار رسانه‌های گروهی جهان و جهت‌دهی به آن‌ها، سازمان‌های بزرگ خبررسانی را بنیان نهاده‌اند و از این مسیر به تزریق فرهنگ خود می‌پردازند.[

 

 

 

2. رسانه‌های جمعی؛ استكبار جهانی با در اختیار گرفتن مالكیت رسانه‌های بین‌المللی جمعی و همچنین تسلط بر محتوای رسانه‌های جمعی كشورها مانند رادیو، تلویزیون و مطبوعات، سعی در بی‌ارزش جلوه دادن فرهنگ، آیین و آداب و رسوم ملّی جوامع و ارائه الگوهای نادرست به آن جوامع دارد و برنامه‌های رادیو و تلویزیونی، فیلم‌های سینمایی، كتاب، نشریات و خلاصه همه مجاری ارتباطی را در مسیر تهاجم فرهنگی به‌كار می‌گیرد. سامانه‌ی مهاجم سعی می‌كند برنامه‌های خود را در پوشش زیبا و آشنایی از جنس جمعیّت، فرهنگ و نژاد بومی یا آرایه‌های پژوهشی و داعیه‌های بشری پنهان كند و اثر پیام خود را افزایش دهد و راه را بر مكان تبیین ماهیت‌ساز و كارهای خود ببندد.

 

 

 

 

 

3. مواد مخدر؛

مهاجمان فرهنگی با آلوده كردن افرادی به مواد مخدر سعی در منفعل كردن آن‌ها در مقابل فرهنگ خود و بی‌هویت كردن آن‌ها نموده و از طرف دیگر از آن‌ها در جهت ترویج فرهنگ مورد نظر خود در جامعه استفاده می‌كنند.

 

 

 

4. كالاهای صادراتی؛ سودجویان غربی با استفاده از كالاهای صادراتی خود به جوامع جهان سومی، سعی می‌كنند فرهنگ‌های ناصحیحی نظیر مصرف‌گرایی، تجمل‌گرایی، ظاهرگرایی و بی‌بند و باری جنس و فساد اخلاقی را در این جوامع گسترش دهند.

 

5. بنیادهای بین‌المللی و منطقه‌ای: بسیاری از نهادهای بین‌المللی و شركت‌های چندملیتی در راستای امپریالیسم فرهنگی گام برمی‌دارند و ارز‌ش‌ها و باورهای مبتنی بر فرهنگ غرب را ترویح می‌دهند. سازمان ملل، بانك جهانی، بنیاد فورد، بنیاد راكفلر و بنیاد كارنگی از این قبیل نهادها هستند.

 

6.   ورزش و میدان‌های ورزشی؛ مهاجمان فرهنگی با استفاده از تبلیغات فرهنگی و تجاری در میدان‌های ورزشی و تأكید بیش از حدّ بر ورزش، به‌ویژه در كشورهای جهان سوم، به‌منظور بازداری آن‌ها از تلاش و كوشش و سازندگی فردی و اجتماعی، از ورزش به‌عنوان ابزاری برای اشاعه فرهنگ نامناسب بهره می‌برند.

 

7.   ابزار ادبی؛ نگارش و ترجمه و ترویج رمان‌های مبتذل، شعرهایی با محتوای پوچ‌گرایانه و مأیوس‌كننده، از نمونه‌های استفاده از ادبیات در راستای تهاجم فرهنگی به‌شمار می‌روند.

 

8.   استفاده ابزاری از زنان؛ امپریالیسم فرهنگی با استفاده از جاذبه‌های جنسی زنان در جهت تخریب فرهنگ‌های عدالت محور و ترویج فرهنگ ابتذال گام برمی‌دارند.

 

9.   شبكه‌ی جهانی اینترنت.

 

 

 

شیوه‌های تهاجم فرهنگی، برخی از شیوه‌ها عبارتند از:

 

1.   تربیت دست‌آموزها؛ استعار با تربیت افراد مورد نیاز در كشورها در جهت پیاده كردن سلطه فرهنگی خود، گام برمی‌دارد. استعمارگران می‌كوشند با بیگانه كرن عوامل تأثیرگذار در جوامع، مانند سیاستمداران، اساتید دانشگاه، بزرگانان، اهل قلم، شاعران، مداحان و ... از هویت فرهنگی–ملی خودشان، آن‌ها را در مسیر نشر و نفوذ فرهنگ بیگانه قرار دهند.

 

 

 

2.   ترویج الگوهای زندگی غربی؛

 

3.   تضعیف باورهای دینی؛ مهاجمان فرهنگی با ایمان‌زدائی و ایجاد شك در اعتقادات مذهبی در جوامع دینی، مسیر را برای نفوذ فرهنگ بیگانه‌ی با فطرت آدمی، آماده می‌سازند. برخی از تشكیك‌های مهاجمان از این قرارند:

 

الف) معرفی دین به‌عنوان یك سلسله پندارهای مربوط به زندگی شخصی افراد، كه هركس در داشتن یا نداشتن آن‌ها آزاد است.

 

 

ب) معرفی ارزش‌هایی نظیر فداكاری، ایثار پاكدامنی و ... به‌عنوان اموری اعتباری كه پایه و اساسی نداشته و تابع یك سلسله شرایط فرهنگی خاص هستند.

 

ج) انحصار مسیر معرفت و شناخت به حس و تجربه

 

4.   ترویج تفكر جدایی دین از سیاست و تضاد بین علم و دین؛ استكبار از آن‌جایی كه دین را مانعی برای گسترش فرهنگ خود در سطح اجتماعات می‌داند، لذا سعی می‌كند، دین را به‌عنوان عنصری جدای از سیاست جلوه دهد و آن‌را به‌عنوان جریان اجتماعی نفی كند.

 

5.   ایجاد نیازهای كاذب در میان اقوام و ملل؛ این امر در راستای تغییر فرهنگ مصرف در جوامع هدف، انجام می‌شود.

 

6.   تغییر زبان رسمی كشورها؛

 

7.   ترویج فرقه‌های ساختگی؛ از آن‌جا كه فرقه‌سازی به دین گریز شدن و انحراف از دین اصیل و ناب می‌انجامد، مهاجمین فرهنگی، به این كار مبادرت می‌ورزند؛ تا با دور كردن مردم از دین ناب، بتوانند فرهنگ خود را گسترش دهند.

 

8.   تخریب و ترور شخصیت‌های بزرگ جوامع؛ این كار از آن جهت صورت می‌گیرد كه شخصیت‌های بزرگ را مانع اهداف سلطه‌جویانه خود می‌دانند.

 

گسترش امر به معروف و نهی از منكر

 

راه‌های مقابله با تهاجم فرهنگی

 

برخی از راه‌های مقابله با هجمه فرهنگی با رویكرد ویژه به جامعه اسلامی را می‌توان این‌گونه دانست:

 

1.   بالابردن توان رقابتی صنایع اطلاعات و سرگرمی در مقابل همتاهای خارجی

 

2.   افزایش جذابیت در فرهنگ اصیل و بومی و به‌روز كردن این فرهنگ

 

3.   بالا بردن توان، در جهت پردازش اطلاعات

 

4.   تأمین تقاضاهای داخلی جامعه، از طریق تولیدات داخلی یا واردات از كشورهای اسلامی دیگر

 

5.   زدودن فقر اقتصادی

 

6.   گسترش امر به معروف و نهی از منكر

 

7.   بهره‌برداری مناسب و مؤثر از اشكال مختلف هنری در جهت تقویت و تثبیت فرهنگ بومی

 

8.   اطلاع‌رسانی در مورد فرهنگ مهاجم و اهداف مهاجمین

 

9.   استفاده از نظام آموزشی در جهت تقویت بینش دینی كودكان و جوانان

 

10.  كارآفرینی سازنده در جامعه

 

11.  تقویت‌ نهادهای مذهبی مانند مساجد و هیئات مذهبی

 

12.  شناساندن ارزش فرهنگ بومی به مردم و ایجاد خودباوری فرهنگی.

بیانات امام خامنه ای در مورد تهاجم فرهنگی

منشور تهاجم فرهنگی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب - بشارت قدس

کاریکاتور (تهاجم فرهنگی)

گزارش تصویری/نمایشگاه نقاشی تهاجم فرهنگی، نفود و عفاف و حجاب

معرفی کتاب

 معرفی 5 کتاب در مورد جنگ نرم  :

 

 

*اصول و مبانی جنگ نرم

امروزه رهیافت تقایل گرایی و سخت افزارانه با محوریت اقدامات نظامی در نظام بین الملل جای خود را به رویکرد نرم افزاری و جنگ نرم داده است. این رهیافت از سوی مراکز مطالعاتی، کانون‌های تفکر و مؤسسات وابسته به بنیادهای غرب اشاعه یافته و توسط مؤسساتی چون کمیته خطر کنونی، بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی، مؤسسه هوور و بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها ترویج شده است.

 

سال‌هاست که غرب با رویکرد جدید و در قالب بهره گیری از روش‌های نرم، اهداف خود را پی‌گیری می‌کند؛ امری که رهبر معظم انقلاب از همان آغاز دهه هفتاد با ادبیات و تعابیر مختلف نظیر تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی و شبیخون فرهنگی و به تازگی جنگ نرم، خطر آن را گوشزد کرده و مسئولین نظام را به چاره اندیشی در برابر آن فرا خواندند.

شواهد زیادی وجود دارد که آشکار می‌سازد از آغاز چهارمین دهه پیروزی انقلاب اسلامی، دنیای غرب بر دامنه و شدت جنگ نرم خود در هر یک از سه قلمروی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی افزوده است. از همین رو ضروری است با تدبیر از پیش اندیشیده شده، دامنه و سطح جنگ نرم، مبانی و ابعاد آن بازشناخته شود. کتاب «اصول و مبانی جنگ نرم» در همین راستا در قالب پنج فصل به بررسی اصول و مبانی جنگ نرم می‌پردازد. فصول پنج گانه این اثر عبارتند از: مبانی نظری و مفاهیم بنیادین، مفهوم شناسی جنگ، سناریوها و الگوهای آمریکایی در برخورد با ایران، شیوه و ابزارهای جنگ نرم و اصول، الزامات و شیوه‌های مقابله با جنگ نرم.

*جنگ نرم از دیدگاه قرآن

تحقیق حاضر که به همت جمعی از فضلا و محققان حوزه‌‌های علمیه‌ قم فراهم آمده، بر این باور است که مهم‌ترین جایگاه جنگ نرم ،قدرت‌های نرم و شیوه‌های مقابله با آن را باید از منبع عظیم قرآن و عترت استخراج کرد، زیرا اصلی‌ترین پایگاه باورسازی در جامعه‌اند.

‌این اثر در پنج فصل با عنوان‌های «معنا و مفهوم جنگ نرم در قرآن»، «مصادیق جنگ نرم»، «شیوه‌های جنگ نرم بر ضد انبیا در قرآن کریم»، «منابع قدرت نرم در قرآن کریم» و «راه کارهای مقابله با جنگ نرم» تدوین شده است.

 

از دیگر موضوعات این اثر می‌توان به تعریف جنگ نرم، ویژگی‌های جنگ نرم، جریان‌سازی و ایجاد شور مشارکت، نفاق و گریز از ولایت رهبر حق،‌ منافقین و راه انداختن جنگ روانی، منافقین و مساله ولایت، توطئه بر ضد رهبری و تجلی رفتار الهی اشاره کرد. این کتاب را حسین جوشقانی تالیف کرده است.

*جنگ نرم در همین نزدیکی

کتاب «جنگ نرم در همین نزدیکی» ابعاد جنگ نرم با استفاده از نظرات و دیدگاه‌های مطرح شده در خصوص حوادث را مورد بررسی و بازشناسی قرار داده و راهکارهای مقابله با جنگ نرم را به منظور تدوین یک استراتژی همه جانبه تعریف می‌کند. این کتاب اثر علی محمد اسماعیلی است و نشر ساقی آن را منتشر کرده است.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پایه‌گذاری جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه، قدرت‌های استکباری به رهبری آمریکا و معاونت انگلیس با تمامی توان از حداکثر پتانسیل‌های خود برای بازیابی قدرت از دست رفته خود در این خطه جغرافیایی استفاده کردند و بعد از به کارگیری روش‌های مختلف کودتا، حمله‌های نظامی، ترورهای کور و در نهایت تحریم‌های اقتصادی به این نتیجه رسیدند که به زانو درآوردن این ملت، جز از طریق روش‌های نرم و به ظاهر مسالمت‌آمیز امکان پذیر نخواهد بود، به همین منظور، هزاران کارشناس و تحلیل‌گر خبره در صدها سازمان و موسسه تحقیقاتی گرد هم آمدند و بر آن شدند تا به صورت تدریجی و طی برنامه زمان‌بندی شده فکر و روح این ملت را از وضعیت استکبارستیزی و مقاومت خارج کرده و روحیه سازش و تمکین در مقابل اربابان را جایگزین آن کنند.

کتاب حاضر در شش فصل سامان یافته است. کلیات، ویژگی‌های جنگ نرم، عرصه‌های جنگ نرم، ابزارهای جنگ نرم، تاکتیک‌ها در عرصه جنگ نرم و راهبردهای مقابله با جنگ نرم، عناوین ششگانه فصول این اثرند.

*ابزارهای جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران

کتاب «ابزارهای جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران» تالیف امیرهوشنگ طهماسبی پور توسط نشر ساقی در سال 1390 خورشیدی به چاپ رسیده است. این کتاب جزو مجموعه کتاب‌هایی است که به هدف آشنایی با ابعاد مختلف جنگ نرم، جنگ سایبر و تهدیدها در فضای مجازی و اینترنت تدوین شده‌اند.

 

نویسنده در پیش گفتار آورده است امروزه جنگ نرم و عملیات روانی به گفتمان حاکم بر سپهر سیاست تبدیل شده و گرایش به بهره‌گیری از قدرت افکار عمومی و سرمایه‌های اجتماعی در پی افزایش هزینه‌های نظامی گری و ناکارآمدی آن در برآوردن اهداف سیاسی حکایت از دگردیسی مفهوم قدرت از نگرش سخت افزارانه به رهیافت‌های نرم دارد.

بی توجهی به مقوله جنگ نرم هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را به طور مضاعف افزایش داده و ظرفیت‌های ملی را هدر می‌دهد. بر همین اساس سیاست گزاری در حوزه جنگ نرم و عملیات روانی به دور از بخشی نگری و جزیی نگری باید بر بنیاد شناخت و دانش صورت گیرد.

کتاب حاضر در 5 بخش تدوین و تنظیم شده که در بخش نخست به کلیات می‌پردازد و اصطلاحات، تعاریف و مفاهیم جنگ نرم را واکاوی کرده است. دیگر بخش‌های آن به ترتیب عبارتند از: شبکه‌های ماهواره‌ای، اینترنت، سرویس‌های مخابراتی و سینما.

*قدرت و جنگ نرم؛ از نظریه تا عمل

رویکرد جنگ نرم در سیاست‌های نظامی - امنیتی معاصر برخاسته از ملاحظات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی است و مشاهدات تاریخی نیز بر اهمیت آن تاکید دارد. به طور اصولی هر نوع اقدام در حوزه تامین منافع ملی که با چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی همراه است، مستلزم متقاعد نمودن افکار عمومی داخل و خارج از کشور است.

 

این نوع جنگ، می‌تواند خطرهای اصلی را پنهان کند یا کوچک تر و کم اهمیت تر از آنچه هستند، نشان دهد. همچنین می‌تواند دشمنانی بیافریند که وجود ندارند یا اینکه ناچیزتر از آن باشند که سرمایه‌ها و توان ملی را صرف آنها ساخت. اتحاد جماهیر شوروی، سال‌ها در رقابت با تبلیغات نظامی بلوک غرب و آمریکا، تمام پتانسیل ملی خود را صرف تجهیز و انباشت تسلیحات نظامی کرد و سرانجام در جبهه‌ای دیگر بازی را به حریف واگذار کرد.

یکی از اصطلاحاتی که طی سال‌های اخیر وارد گفتمان سیاسی دنیا و به تبع آن کشور ما شده، «جنگ نرم» و «قدرت نرم» است. رواج این اصطلاحات ناشی از برخی تغییر و تحولات در دنیای سیاست است. تغییراتی که باعث جابجایی اولویت‌ها شده و ابزارها و روش‌های جدیدی وارد صحنه می‌شوند. گسترش رسانه‌های جمعی و تغییرات عمیق در کیفیت و کمیت آنها از جمله مهم‌ترین عوامل به وجود آمدن شرایط جدید است. کتاب «قدرت و جنگ نرم» می‌کوشد این فضای جدید را تا حدی تشریح و تبیین کند.

 

 

بیانات حضرت آیت اله خامنه ای در مورد جنگ نرم

برای مشاهده ی ادامه مطالب به (ادامه ی مطلب) مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

کاریکاتور ابزار های جنگ نرم

ابزارهای جنگ‌نرم

اینفوگرافی هنر؛ میدان‌دار جنگ نرم

طراحی جنگ نرم و تحریم‌های اقتصادی برای ایجاد اختلاف توسط دشمنان » اداره کل  پدافند غیر عامل استانداری گلستان

برخی راه‏های مقابله با جنگ نرم

برخی راه‏های مقابله با جنگ نرم

۱. گسترش دامنه و شمول فعالیت‏های فرهنگی. 

۲. افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان. 

۳. ایجاد راه‏های مشروع برای ارضاء نیازهای مردم. 

۴. استفاده از دیپلماسی عمومی. 

۵. استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت‏‌ها: اقلیت‏های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت‏ورزی علیه نظام حاکم هستند و دشمنان فرامنطقه‌ای یکی از میدان‌های فعالیت خود را در کشورهایی که دارای تنوع قومیت هاست، قرار می‌دهند.


اما زمانی که نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مرکز و اختصاص بودجه‌های لازم در قالب طرح‌های توسعه همه جانبه خصوصا طرح‌های اشتغال زا و به کارگیری مدیریت‌های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، می‌توانند آن احساس را کم کنند یا از میان بردارند. 

۶. عملیات روانی متقابل: در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل کرد. 
 

عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش‌های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش‌های تغییر نگرش‌ها، باور‌ها و ارزش‌های جامعه هدف استفاده می‌کنند. 
 

انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می‌تواند یکی از روش‏های مقابله باشد. 

۷. آگاهی‏ بخشی عمومی.

اصول و روش‏های مقابله با جنگ نرم

اصول و روش‏های مقابله با جنگ نرم

اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره‏گیری از ساز و کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی آن‌ها را کاست و یا از میان برد. 

برای مقابله با جنگ نرم، نخست باید ویژگی‌های این نوع جنگ را آنالیز کرده و خوب بشناسیم و بدانیم که جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوت‌هایی دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار می‌گیرد، جان انسان‌ها، تجهیزات، امکانات و بناهاست که معمولا در این مواقع با استفاده از همین مسائلی که مورد هدف قرار گرفته است، افکار عمومی علیه دشمن فعال می‌شود، در حالی که در جنگ نرم آنچه هدف قرار می‌گیرد، افکار عمومی است. 

برای دستیابی به این هدف، باید بیش از گذشته رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهیم و افکار عمومی داخلی و جهانی را نسبت به دروغ‌پردازی رسانه‌های خارجی، آگاه کنیم. 

این دو مهم فقط با تقویت رسانه‌های خودی و تلاش برای بین‌المللی کردن این رسانه‌ها، می‌سر است. دیپلماسی رسانه‌ای در سیاست خارجی هر کشور به دو صورت تحقق می‌یابد؛ یکی مدیریت رسانه‌ها توسط سازمان‌های دیپلماتیک رسمی کشور و دیگری به صورت خودجوش و در راستای سیاست‌های کلان کشور‌ها. 

هر ملتی و کشوری دارای منابع قدرت نرم است که شناسایی و تقویت و سازماندهی آن‌ها می‌تواند براساس یک طرح جامع تبدیل به یک فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود. 
به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را می‌توانیم «ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسه‏آفرینی‏‌ها» و «درجه بالای وفاداری ملت به حکومت» برشمریم. 

تاکتیک‏های جنگ نرم

تاکتیک‏های جنگ نرم

۱- برچسب زدن: بر اساس این تاکتیک، رسانه‌ها، واژه‌های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل کرده و آن‌ها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می‌دهند

۲- تلطیف و تنویر: از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با کلمه‌ای پر فضیلت) استفاده می‌شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق کنیم. 

۳- انتقال: انتقال یعنی اینکه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول‌تر کردن آن منتقل شود. 

۴. تصدیق: تصدیق یعنی اینکه شخصی که مورد احترام یا منفور است بگوید فکر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. 
تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است. 

۵- شایعه: شایعه در فضایی تولید می‌شود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امکان پذیر نباشد. 

۶- کلی‏گویی: محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی که از سوی رسانه‌های غربی مصادره و در جامعه منتشر می‌شود، مورد کنکاش قرار نمی‌گیرد. تولیدات رسانه‌های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. 
این‌ها مفاهیمی هستند که بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه‌ای مشخص بکار گرفته می‌‏شوند. 

۷- دروغ بزرگ: این تاکتیک قدیمی که هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می‌‏گیرد. 

۸- پاره حقیقت‏گویی: گاهی خبر یا سخنی مطرح می‌شود که از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه‌ای به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد. 

۹- انسانیت‏زدایی و اهریمن‏سازی: یکی از موثر‌ترین شیوه‌های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت‏زدایی» است.


چه اینکه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می‌توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه کرد. 

۱۰- ارائه پیشگویی‏های فاجعه‏آمیز: در این تاکتیک با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه‌های جنگ روانی (از جمله کلی‏گویی، پاره حقیقت‏گویی، اهریمن‏سازی و...) به ارائه پیشگویی‏های مصیبت‏بار می‌‏پردازند که بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افکار وی را هدایت نمایند. 

۱۱- قطره‏چکانی: در تاکتیک قطره‏چکانی، اطلاعات و اخبار در زمان‌های گوناگون و به تعداد بسیار کم و به صورتی سریالی ولی نا‌منظم در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یک بازه زمانی آن را پذیرا باشد. 

۱۲- حذف و سانسور: در این تاکتیک سعی می‌شود فضایی مناسب برای سایر تاکتیک‌های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن افزایش یابد. 
در این تاکتیک با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهم‌تر از آن ابهام می‌پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می‌شود.

۱۳- جاذبه‌های جنسی: استفاده از غریزه‏ی جنسی و نمادهای اروتیکال از تاکتیک‏های مهم مورد استفاده رسانه‌های غربی است به طوری که می‌توان گفت اکثر قریب به اتفاق برنامه‌های رسانه‌های غربی از اینجاذبه در جهت جذب مخاطبان خویش به ویژه جوانان که فعال‌ترین بخش جامعه هستند، بهره می‌‏گیرند. 

۱۴- ماساژ پیام: در ماساژ پیام، از انواع تاکتیک‌های گوناگون (حذف، کلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چکانی و...) جنگ نرم استفاده می‌شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شکل گرفته و بتواند تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد کند. 
در واقع در این متد، پیام با انواع تاکتیک‌ها ماساژ داده می‌شود که از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید. 

۱۵- ایجاد تفرقه و تضاد: ازجمله اموری که در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می‌شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و حامیان حریف است. 
ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یکپارچگی شده و رقیب را مشغول مشکلات درونی جامعه حامیان خود می‌کند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن کاسته و قدرتش فرسوده شود. 

۱۶- ترور شخصیت: در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت، ترور فیزیکی جای خود را به ترور شخصیت داده است.


در زمانی که نمی‌‏توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیکی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه‌ای و انواع تاکتیک‌ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت‏زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و... وی را ترور شخصیت می‌کنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و کاهش محبوبیت وی می‌شوند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامی نیز با استفاده از این تاکتیک و بهره گیری از ابزار طنز، کاریکاتور، شعر، کلیپ‌های کوتاه و... که عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه، پخش می‌شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می‌پردازند. 

۱۷- تکرار: برای زنده نگه داشتن اثر یک پیام با تکرار زمان بندی شده، سعی می‌کنند این موضوع تا زمانی که مورد نیاز هست زنده بماند.


در این روش با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند

۱۸- توسل به ترس و ایجاد رعب: در این تاکتیک از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست کردن اراده آن‌ها استفاده می‌شود. 
متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می‌کنند که خطرات و صدمه‌های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممکن کرده است و از این طریق، آینده‌ای مبهم و توام با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم می‌کنند. 

۱۹- مبالغه: مبالغه یکی از روشهایی است که با اغراق کردن و بزرگ نمایی یک موضوع، سعی در اثبات یک واقعیت دارد. کار‌شناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می‌کنند. 
غربی‌ها همواره با انعکاس مبالغه آمیز دستاوردهای تکنولوژیک خود و اغراق در ناکامی‌های کشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند. 

۲۰- مغالطه: مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور که بهترین یا بد‌ترین مورد ممکن را برای یک فکر، برنامه، شخص یا محصول ارائه داد.


متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یکسان می‌دانند.


این روش، انتخاب استدلال‌ها یا شواهدی است که یک نظر را تایید می‌کند و چشم پوشی از استدلال‌ها یا شواهدی که آن نظر را تائید نمی‌کند

چه افراد و تشکل‏هایی هدف جنگ نرم هستند؟ 

چه افراد و تشکل‏هایی هدف جنگ نرم هستند؟ 

همه افراد جامعه می‌‏توانند بخش‌های مشخصی باشند که مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته‌اند و البته این موضوع وابسته به هدفی است که بانی جنگ نرم آن را دنبال می‌کند.


اقشار مورد نظر بانیان جنگ نرم بستگی به هدف آن‌ها دارد که میان مدت است یا عمومی و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر می‌گیرند اما در حالت کلی می‌توان گفت که گروه‌های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده‌های مردم هستند.


نخبگان نیروهای میانی را تشکیل می‌دهند و می‌توانند به عنوان تصمیم گیران و تصمیم سازان یک حکومت مطرح باشند.


نخبگان جامعه مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می‌توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد کنند و روحیه ملت را درهم بشکنند.

در بعضی موارد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود گروه‌ها و اشخاص خاص و تأثیرگذار را مورد هدف قرار می‌دهند و از آن گروه یا فرد برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند. مانند استفاده از قومیت‌های مختلف یا خواص و نخبگان فرهنگی وعلمی. 

با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزارهای رسانه‌ای، فرهنگی و علمی استفاده می‌شود پوشش آن برای طبقات مختلف بیشتر و متفاوت‌تر است. جنگ رسانه‌ای می‌تواند توده‌های مردم را تحت تأثیر قرار بدهد و به همین شکل در جنگ علمی نخبگان را مورد هدف قرار دهد.


افراد مورد نظر جنگ‌های نرم وابسته به هدف جنگ‌های نرم نیستند بلکه به دلیل اینکه در جنگ نرم ابزارهای مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد در نتیجه افراد بیشتری درگیر می‌شوند اما در جنگ سخت که تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامی است تنها گروه‌های نظامی (و در موارد معدودی غیر نظامیان) در طرف مقابله قرارمی گیرند. 

در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه‌های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک‌های متنوعی مختلفی استفاده می‌شود. 

ابزارهای جنگ نرم

ابزارهای جنگ نرم

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام می‌گیرد. 
 

بنابراین تمامی ابزارهای حامل قدرت نرم را باید به عنوان ابزارهای جنگ نرم مورد توجه و شناسایی قرار داد. این ابزار‌ها انتقال دهنده پیام‌ها با اهداف خاص هستند. 
 

در عصر ارتباطات با تنوع ابزاری برای انتقال پیام از یک نقطه به نقطه دیگر هستیم.


رسانه‌ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه‌های هنر شامل سینما، تئا‌تر، نقاشی، گرافیک و موسیقی، انواع سازمان‌های مردم نهاد و شبکه‌های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می‌‏آیند. 

با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزار مختلفی استفاده می‌شود می‌توان گفت که به‌‌ همان نسبت نیز گروه‌های مختلفی را مورد هدف و مبارزه قرار می‌دهد. 

اهداف جنگ نرم

اهداف جنگ نرم

۱- استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افکار عمومی جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است. 

۲- استحاله سیاسی به منظور ناکارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی ارکان آن نظام. 

۳- ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بی‌اعتمادی و ناامنی روانی. 

۴- اختلاف افکنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام‌های نظامی و سیاسی کشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی کشور. 

۵- ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت‌های کشور. 

۶- بی‌تفاوت کردن نسل جوان به مسائل مهم کشور. 

۷- کاهش روحیه و کارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه‌های مختلف نظامی و امنیتی. 

۸- ایجاد اختلاف در سامانه‌های کنترلی و ارتباطی کشور هدف. 

۹- تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراکنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامه‌ها و... 

۱۰- تقویت نارضایتی‌های ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود به طوری که در مواقع حساس این نارضایتی‌ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند. 

۱۱- تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل‌های نادرست و اغراق آمیز. 

جنگ نرم به ابزار‌ها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند. 
 

 

با جنگ نرم چگونه مقابله کنیم؟

جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «کربلایی 110» چنین آمده است:

تا سال ۱۹۴۵ میلادی غالب جنگ‏‌ها «جنگ سخت» بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت‌ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به «جنگ سرد» مشهور شد. 
جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‌‏کردند. 

با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ میلادی و پایان جنگ سرد کار‌شناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می‌شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشور‌ها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت. 

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است. 
آمریکایی‌ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. 
انقلاب‌های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد، در واقع نمونه‌ای از جنگ نرم است. 
آمریکایی‌ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم‌های سیاسی در کشورهایی چون لهستان، گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. 
در تمامی این دگرگونی‌های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش‌ها و الگوهای رفتاری از رژیم‌های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی گردید و از طریق جنبش‏های مردمی و ایجاد بی‌ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد. 

جنگ نرم در قالب‏های مختلف مثل: انقلاب مخملی، انقلاب‌های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی، جنگ رسانه‏ای، با استفاده از ابزار رسانه‏ای (رادیو، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) و... توانست نظام سیاسی بعضی از کشور‌ها ـ مانند اوکراین و گرجستان ـ را تغییر دهد. 

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعریف واحدی که مورد پذیرش همگان باشد ندارد. 

 «جان کالینز» تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریکا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه‌هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می‌شود»، می‌داند. 

ارتش ایالات متحده آمریکا در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی‌طرف و یا گروههای دوست است به نحوی که برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد». با عنایت به تعاریف فوق، معروف‌ترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریکایی در حوزه «قدرت نرم» نسبت می‌دهند. 
 

 

وی در سال۱۹۹۰ میلادی در مجله «سیاست خارجی» شماره ۸۰، قدرت نرم را «توانایی شکل دهی ترجیحات دیگران» تعریف کرد. تعریفی که قبل از وی «پروفسور حمید مولانا» در سال۱۹۸۶ در کتاب «اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل» به آن اشاره کرده بود. 
 

با این وجود مهم‌ترین کتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال۲۰۰۴، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی» منتشر نمود. 

بنابراین جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می‌دارد.


جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشکال جنگ نرم است. 

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می‌باشد. 
 

در علوم نظامی از واژه‌هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می‌شود و در علوم سیاسی می‌توان به واژه‌هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره کرد. 
در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه‌های نظامی است. 

در یک تعریف کامل‌تر می‌توان گفت، جنگ نرم یک اقدام پیچیده و پنهان متشکل از عملیات‌های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت‌های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در کشورهای هدف است

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه‏‌پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آنکه از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می‌نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می‌کند. 

براین اساس آمریکا می‌توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می‌شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند.


پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال‌های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود. 

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. 
 

بعد‌ها نظرات او تکمیل‌تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد.


براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می‌کند.


این دیدگاه با دستورالعمل‌های اجرایی که توسط کار‌شناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه‌های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد. 

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثر‌ترین، کارآمد‌ترین و کم هزینه‌ترین و درعین حال خطرناک‌ترین و پیچیده‌ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می‌توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می‌دهد. 

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می‌کند، عزم و اراده ملت را از بین می‌برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست‌های نظام را تضعیف می‌کند، فروپاشی روانی یک ملت می‌تواند مقدمه‌ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. 
 

جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می‌داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است.


بر این پایه یک کشور می‌تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش‌های آن را می‌پذیرند، از آن تبعیت می‌کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می‌گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می‌شوند.


در این مفهوم آنچه مهم تلقی می‌شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می‌خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می‌باشد (و از سوی دیگر نشان دهنده، تفاوت‌های عمده آن با جنگ سخت می‌باشد. 

تفاوت‏های جنگ نرم و جنگ سخت

۱- حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی که حوزه‌ تهدید سخت امنیتی و نظامی می‌باشد؛ 

۲- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازه‌گیری آن مشکل است، در حالی که تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و می‌توان آن را با ارائه برخی از معیار‌ها اندازه‌گیری کرد؛ 

۳- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی که در نرم، از روش القاء و اقناع بهره‌گیری می‌شود.


و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی که در تهدید نرم، هدف تاثیر‌گذاری بر انتخاب‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری حریف و در ‌‌نهایت سلب هویت‌های فرهنگی است؛ 

۴- مفهوم امنیت در رویکردهای نرم شامل امنیت ارزش‌ها و هویت‌های اجتماعی می‌شود، در حالی که این مفهوم در رویکردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می‌گردد. 

۵- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واکنش برانگیختن است، در حالی که تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عکس‌العمل است. 

۶-مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالی که مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویت‌های فروملی و جهانی) است؛ 

۷- کاربرد تهدید سخت در رویکرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظام‌های سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی که کاربرد تهدید نرم در رویکردهای امنیتی جدید علیه نظام‌های سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام‌های لیبرال و دموکراسی تلقی می‌شود. 

جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آن‌ها تغییر کامل نظام سیاسی یک کشور است که البته با اهداف محدود‌تر هم انجام می‌گیرد. 
در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یک هدف را دنبال می‌کنند و این وجه مشترک آنهاست، در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یک نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است. 

دلایل استفاده از جنگ نرم

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه‏‌پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آنکه از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می‌نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می‌کند. 

براین اساس آمریکا می‌توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می‌شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند.


پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال‌های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود. 

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. 
 

بعد‌ها نظرات او تکمیل‌تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد.


براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می‌کند.


این دیدگاه با دستورالعمل‌های اجرایی که توسط کار‌شناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه‌های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد. 

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثر‌ترین، کارآمد‌ترین و کم هزینه‌ترین و درعین حال خطرناک‌ترین و پیچیده‌ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می‌توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می‌دهد. 

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می‌کند، عزم و اراده ملت را از بین می‌برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست‌های نظام را تضعیف می‌کند، فروپاشی روانی یک ملت می‌تواند مقدمه‌ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. 
 

جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می‌داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است.


بر این پایه یک کشور می‌تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش‌های آن را می‌پذیرند، از آن تبعیت می‌کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می‌گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می‌شوند.


در این مفهوم آنچه مهم تلقی می‌شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می‌خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می‌باشد (و از سوی دیگر نشان دهنده، تفاوت‌های عمده آن با جنگ سخت می‌باشد. 

تعریف جنگ نرم

 

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعریف واحدی که مورد پذیرش همگان باشد ندارد. 

 «جان کالینز» تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریکا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه‌هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می‌شود»، می‌داند. 

ارتش ایالات متحده آمریکا در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی‌طرف و یا گروههای دوست است به نحوی که برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد». با عنایت به تعاریف فوق، معروف‌ترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریکایی در حوزه «قدرت نرم» نسبت می‌دهند. 
 

 

وی در سال۱۹۹۰ میلادی در مجله «سیاست خارجی» شماره ۸۰، قدرت نرم را «توانایی شکل دهی ترجیحات دیگران» تعریف کرد. تعریفی که قبل از وی «پروفسور حمید مولانا» در سال۱۹۸۶ در کتاب «اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل» به آن اشاره کرده بود. 
 

با این وجود مهم‌ترین کتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال۲۰۰۴، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی» منتشر نمود. 

بنابراین جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می‌دارد.


جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشکال جنگ نرم است. 

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می‌باشد. 
 

در علوم نظامی از واژه‌هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می‌شود و در علوم سیاسی می‌توان به واژه‌هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره کرد. 
در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه‌های نظامی است. 

در یک تعریف کامل‌تر می‌توان گفت، جنگ نرم یک اقدام پیچیده و پنهان متشکل از عملیات‌های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت‌های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در کشورهای هدف است

جنگ نرم

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است. 
آمریکایی‌ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. 
انقلاب‌های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد، در واقع نمونه‌ای از جنگ نرم است. 
آمریکایی‌ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم‌های سیاسی در کشورهایی چون لهستان، گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. 
در تمامی این دگرگونی‌های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش‌ها و الگوهای رفتاری از رژیم‌های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی گردید و از طریق جنبش‏های مردمی و ایجاد بی‌ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد. 

شاخه

ردیف

شاخص های فرهنگی

شاخص های اجتماعی

شاخص های سیاسی

1

تغییر ارزشها و نگرش های پایه

از خودبیگانگی و بحران هویت

تغییر ترجیحات سیاسی

2

تغییر الگوهای شناختی

کاهش انسجام اجتماعی

رواج بی تفاوتی سیاسی

3

گرایش به الگوهای غربی

کاهش روحیه ملی

افزایش مطالبات سیاسی

4

گرایش به رسانه های غربی

افزایش گسست ملی

افزایش احتمال وقوع انقلاب رنگی

5

رواج گرایش های خرافی

القای احساس ناامنی اجتماعی

افزایش واگرایی ملی

6

ترویج نسبی گرایی

تشدید اسیب های اجتماعی

آمادگی برای نافرمانی مدنی

7

القای ناکارآمدی دین در اداره جامعه

تغییر آداب و رسوم

بحران مدیریت و کارآمدی نظام

8

کاهش خودباوری ملی

رواج فمنیسم

بحران مشروعیت سیاسی

9

افزایش سلفی گری

افزایش بی اعتمادی عمومی

رواج لیبرالیسم

10

رواج واژگان مبتذل در جامعه

کاهش رضایت از زندگی

ایجاد گسست بین مردم و حاکمیت

11

از میان رفتن قبح روابط با نامحرم

تغییر در سبک زندگی

رواج سازمانهای مردم نهاد مخالف

12

ترجیح محصولات فرهنگی غربی

رواج احساس تبعیض و بیعدالتی

شکل گیری و انسجام احزاب مخالف

13

ترجیح سبک زندگی غربی

ترویج واگرایی قومی

کاهش اعتماد به رسانه ملی

14

کاهش رفتارهای مذهبی

کاهش سرمایه اجتماعی

افزایش تنش های سیاسی

15

تغییر نگرش به پوشش

کاهش دلبستگی ملی

رواج و نشر شایعه و شبهات سیاسی

16

رواج تصاویر غیراخلاقی

کاهش آستانه تحمل جامعه

آمادگی برای کنش اعتراض آمیز

ابعاد و شاخص های جنگ نرم چیست؟

 

ابعاد و شاخص های جنگ نرم چیست؟

برای جنگ نرم، ابعاد گوناگونی برشمرده شده است، ولی جنگ نرم سه بعد اساسی (بعد فرهنگی، بعد سیاسی و بعد اجتماعی)

برای جنگ نرم، ابعاد گوناگونی برشمرده شده است، ولی جنگ نرم سه بعد اساسی (بعد فرهنگی، بعد سیاسی و بعد اجتماعی) را در برمی گیرد:  

1. بعد فرهنگی مهم ترین بعد جنگ نرم است. تهاجم فرهنگی، مقدمه جنگ نرم به شمار می آید؛ زیرا عاملان جنگ نرم در پی آن هستند تا با استفاده از سازوکارها و روش های فرهنگی، بر ارزش های بنیادی جامعه (ارزش هایی مانند خدامحوری، ولایت مداری، دشمن ستیزی، عدالت خواهی، خودباوری و...) نگرش های پایه (مانند نگرش به بیگانگان، نگرش به نوع حکومت، نگرش به نوع روابط اجتماعی و...)، ترجیحات اساسی (مانند ترجیحات اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و...) آداب و رسوم، منش و رفتار اجتماعی تاثیر بگذارند و آن را دستخوش تغییر قرار دهند. نتیجه جنگ نرم فرهنگی، استحاله فرهنگی و تغییر هویت است.  

2. بعد اجتماعی دومین بعد جنگ نرم است. از جمله مولفه های بعد اجتماعی جنگ نرم، کنش های اجتماعی، روابط و تعاملات، آداب و رسوم و رفتارهای جمعی است. عاملان جنگ نرم در پی آن هستند تا بر هویت مردم جامعه، انسجام اجتماعی، روحیه ی ملی، سرمایه ی اجتماعی، الگوهای رفتاری، دلبستگی ملی و... تاثیر بگذارند. (الیاسی و دیگران 1388) روانشناسان اجتماعی از منظر دیگری به ابعاد و مولفه های تهدید نرم نگریسته اند. آنان بر این باورند که تهدیدهای غیرفیزیکی کشورها یا گروه های مختلف علیه یکدیگر، معطوف به ابعاد زیر است: (الیاسی و همکاران، 1388) 

1-2: بعد شناختی یا ذهنی. عاملان جنگ نرم با بهره گیری از روش های مجاب سازی، تغییر نگرش ها و شست و شوی مغزی در پی آن هستند تا نظام شناختی مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهند و افکار، اندیشه ها و شیوه تحلیل اطلاعات آنان را دستخوش تغییر کنند.  

2-2: بعد عاطفی و هیجانی. عاملان جنگ نرم می کوشند تا نظام عاطفی مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهد و اطلاعات ویژه ای را به آنان القا کنند. برای مثال آنان می کوشند تا نفرت مخاطبان را نسبت به حکومت خویش برانگیزند و از این راه اعتماد و مشروعیت را از بین ببرند.  

3-2: بعد منش شناختی. در این بعد تلاش عاملان جنگ نرم بر آن است تا بر اندیشه و رفتار اخلاقی مخاطبان تاثیر بگذارند و نگرش آنان به شاخص های اخلاقی جامعه را دستخوش تغییر کنند.  
4-2: بعد اجتماعی. کنش های اجتماعی، روابط و تعامل میان فردی، آداب و رسوم و رفتارهای جمعی از جمله مولفه های بعد اجتماعی جنگ نرم هستند که آماج تغییر قرار می گیرند.  

5-2: بعد معنوی و اعتقادی. عاملان جنگ نرم می کوشند تا بر باورهای دینی، ارزش ها و رفتارهای اخلاقی برگرفته از دین تاثیر بگذارند. آنان می کوشند تا اعتقادات را متزلزل نمایند. از این روست که ترویج گروه های مذهبی نوآئین (خرافی)، از جمله روش های جنگ نرم تلقی می شود.  

3. در بعد سیاسی، عاملان جنگ نرم درصددند تا نوع نگرش، موضع گیری و کنش شهروندان یک جامعه را در برابر حکومت و نهادهای سیاسی آن، دستکاری نمایند و آنان را برای دست یازیدن به کنش های اعتراض آمیز، مانند راهپیمایی، تظاهرات، اعتصاب و جز آن ترغیب کنند. به تعبیر روشن تر، عاملان جنگ نرم در پی آن هستند که شهروندان جامعه را وادار به نافرمانی مدنی نمایند تا بر اثر آن، رفتار حکومت یا حتی نوع حکومت را به تدریج دستخوش تغییر کنند (ساندرس 1382) و مشروعیت، مقبولیت و کارآمدی الگوی سیاسی موجود را مورد تردید قرار دهند. شاید از این روست که برخی محققان، «انقلاب های رنگی» را در زمره جنگ نرم سیاسی جای می دهند؛ زیرا در این فرایند، الگوی سیاسی کشور هدف به چالش کشیده می شود.  

آشنایی روش های جنگ نرم

آشنایی با روش‌های جنگ نرم

همشهری آنلاین: مجموعه روش‌هایى که در تهدیدات نرم به کار گرفته مى‌شود را مى‌توان به سه روش «گفتارى، رفتارى و شبکه‌اى» تقسیم کرد.

روش‌های جنگ نرم

در ادامه به اختصار هر کدام از روش‌های جنگ نرم بررسی شده است:

روش‌هاى گفتارى

روش هاى گفتارى در اعمال تهدیدات نرم را مى توان به چهار بخش «عملیات روانى»، «عملیات ادراکى»، «دیپلماسى عمومى» و «فریب استراتژیکى» تقسیم نمود:

  • عملیات روانى

به مجموعه طرح ها و اقداماتى گفته مى شود که به دنبال تشویق، تهییج و تحریک افکار عمومى در خصوص یک مسأله اى مشخص و با اهداف از پیش تعیین شده است. عملیات روانى به طور کلى در چارچوب اقدامات اطلاعاتى و با اهداف پنهانى قرار دارد و آثار، نتایج و همچنین ابزارها و شیوه هاى آن به راحتى قابل شناسایى نیست. عملیات روانى بیشتر در شرایط بحرانى مانند جنگ، شورش و اغتشاش؛ یا در شرایط ناپایدار و شکننده مانند التهاب در روابط دو کشور، مورد استفاده قرار مى گیرد.

فرضیات عملیات روانى بر این است که توان جنگیدن دشمن جدا از ابزارها و جنگ افزارهاى نظامى، بر اراده نیروى انسانى معطوف به جنگ استوار است.

انواع عملیات روانى این نوع عملیات به طور معمول با استفاده از تبلیغات سفید (تبلیغاتى که هویت منبع آن معلوم است) انجام مى‌شود اغلب موارد عملیات روانى که با عناوین رسمى (مانند رادیو آمریکا) به اجرا در مى آیند. از مصادیق این نوع عملیات‌اند.

.1 عملیات روانى آشکار:
2 .عملیات روانى پنهانى: عملیاتى است که منبع انتشار آن فاش نمى شود، یا اگر هم کشف شد، آن دولت بتواند هر گونه دخالتى را انکار کند. عملیات روانى پنهان معمولاً به وسیله تبلیغات سیاه و خاکسترى به اجرا در مى آید.

  • اهداف عملیات روانى

هدف از عملیات روانى تغییر «رفتار» و «نگرش» مخاطب در جهت مطلوب است. این مطلوب بودن باتوجه به شرایط طرفین به سه دسته تقسیم مى شود:

.1 بین گروه ها در یک کشور: عملیات روانى بین دو گروه، بیشتر براى کسب قدرت است اما با توجه به تخریبى بودن عملیات روانى در نهایت شهروندان آن کشور متضرر خواهند شد و کشور آسیب خواهد دید.
2 .بین دو کشور غیرمتخاصم: در این حالت هدف عملیات کسب امتیازهاى اقتصادى و سیاسى است و هر کشور در جهت منافع ملى خود سعى بر امتیازگیرى بیشترى دارد.
.3 دو کشور متخاصم: در این حالت مطلوب بودن، تغییر رژیم یا تغییرات اساسى در رفتار کشور مقابل و نگرش بین دو کشور است.

  • نمونه هایى از تغییر نگرش

.1 بدبین سازى شهروندان نسبت به حاکمیت،
.2 ناکارآمد نشان دادن مسئولان کشور هدف،
.3 القاى وجود تبعیض و نبود آزادى در کشور هدف،
.4 القاى عقب ماندگى کشور نسبت به دیگر کشورها،
.5 القاى ناجى بودن کشور دشمن،
.6 بزرگ جلوه دادن قدرت دشمن.

  • نمونه هایى از تغییر رفتار

1 .مقاومت قانونى در برابر حاکمیت،
2 .مقاومت غیرقانونى در برابر حاکمیت (شورشگرى)،
.3 مقاومت نکردن در برابر نفوذ دشمن،
4 .کمک به دشمن براى نفوذ به کشور.

  • ابزار عملیات روانى

ابزار عملیات روانى به دو دسته؛ «فشار عملى» و «فشارهاى تبلیغاتى- روانى» تقسیم مى شوند.
فشارهاى عملى در عملیات فرا ملى چهار دسته اند: اقتصادى، فرهنگى - سیاسى، دیپلماتیک و نظامى.
ابزارهاى تبلیغاتى - روانى عبارتند از: تلویزیون، رادیو، خبرگزارى ها، مطبوعات و اینترنت که هر یک با توجه به خرده هدف هاى عملیاتى روانى کارایى ویژه اى دارند. براى مثال در امر شورشگرى، تلویزیون هاى ماهواره اى و رادیوهاى خارجى بیشترین تأثیر را بر شهروندان آن کشور آماج خواهند داشت.
لازم به ذکر است ابزارهاى روانى و تبلیغات به عنوان ابزارهاى مکمل، پس از موفقیت نسبى ابزارهاى عملى استفاده مى شود.

  • عملیات ادراکى

تأثیرگذارى بر نگرش ها، باورها، عقاید، اهداف و ارزش هاى طرف مقابل با هدف ایجاد تغییر در مخاطبان تا سرحد همسو شدن آن ها با اهداف و منابع عمل کننده را مى توان عملیات ادراکى معنا نمود این نوع عملیات به جاى این که مخاطب را تهییج یا یکباره و فورى وادار به عکس العمل نماید، نگرش آن ها را نسبت به مسایل اساسى مانند ایده حاکمیت تحت تأثیر قرار دهد. در عملیات ادراکى از فنون و شگردهاى مختلفى مانند برگزارى جلسات نقد و بررسى، مباحثه و گفت و گو، نظریه پردازى و مواردى مانند این استفاده مى شود.

  • دیپلماسى عمومى (یا مردم محور)

اصطلاحى است که از اواسط دهه 1960 میلادى و در هنگامه جنگ سرد در آمریکا و دیگر کشورهاى بلوک غرب مطرح شد. مفهوم کلى دیپلماسى عمومى برقرارى روابط حسنه دولت ها با ملت ها به جاى روابط بین دولت ها و در جهت فتح قلوب و اذهان عمومى همه یا بخش هاى انتخاب شده اى از مردم کشورهاى هدف از طریق سیاست هاى فرهنگى و اجتماعى مى باشد. یک تعریف رسمى جدید از دیپلماسى عمومى بریتانیا این گونه است: «کار براى رسیدن به اهداف و نفوذ کردن مثبت در دیدگاه هاى افراد و سازمان هاى خارجى نسبت به بریتانیا و همکارى آن ها با بریتانیا».
این روش هزینه اجراى تصمیمات و پیگیرى منافع و مقصد را به حداقل مى رساند و سد مقاومت ها در برابر «دیگران» یا «بیگانگان» را مى شکند. در این میان، رسانه هایى که مخاطبانى بیرون از مرزهاى جغرافیایى یک کشور دارند، بیشترین کمک را به پیشبرد منافع ملى خواهند داشت.
این روش از جهت هدف با روش عملیات ادراکى شباهت زیادى دارد؛ اما از جهت نحوه و سازمان اجرایى متفاوت است. زیرا متولى دیپلماسى عمومى، دستگاه سیاست خارجى کشور عمل کننده است، در حالى که متولى عملیات ادراکى، رسانه ها، دستگاه هاى آموزشى و سازمان هاى غیردولتى اند.
با توجه به دامنه فعالیت هاى متعارف و نامتعارف دیپلمات هاى محلى بریتانیا در ایران، شاید بتوان لندن را پیشگام دیپلماسى عمومى دولت هاى سلطه جوى خارجى در تاریخ ایران و احتمالاً دیگر کشورهاى خاورمیانه حتى پیش از رایج شدن اصطلاح و سیاستى مشخص با این نام داشت.
دیپلماسى عمومى بریتانیا در قرن 21 شکل نوینى به خود گرفت. در واقع سیاستمداران و سیاست گذاران بریتانیایى پس از چند دهه دریافته بودند که بدون یک بازنگرى اساسى در برنامه هاى سنتى مرسوم دیپلماسى عمومى خود قادر به رقابت با دیگر قدرت هاى حاضر در این صحنه در جهان امروز نخواهد بود. از زمان تدوین و انتشار گزارش لرد کارتر به بعد، بخش دیپلماسى عمومى در کمیسیون سیاست خارجى پارلمان بریتانیا نیز فعال و به طرز قابل ملاحظه اى بیشتر از گذشته موجب تعامل قانونگذاران آن کشور با سرویس جهانى بى.بى.سى و بریتیش کانسل و مسئولان آن مؤسسات در جهت دگردیسى و پوست اندازى آن دو نهاد سنتى و رسمى شده است.

  • وزارت خارجه بریتانیا محورهاى اساسى کنونى دیپلماسى عمومى این کشور را این گونه اعلام کرده است:

1 .سرویس جهانى بى.بى.سى
.2 بریتیش کانسل (شوراى فرهنگى بریتانیا)
.3 شبکه خبرى ماهواره اى بى.اس.ان (بریتیش ساتلایت نیوز)
4 .سازمان نمایشگاه هاى فرهنگى و تجارى بین المللى بریتانیا
البته باید توجه داشت که بحث دیپلماسى عمومى بریتانیا بحث سیاست هماهنگ نهادهاى مختلف براى اهداف مختلف راهبردى و دراز مدت است. در این مسیر نباید متوقع بود که لحظه به لحظه فعالیت هاى کوتاه مدت و روزمره نهادهایى همانند سرویس جهانى بى.بى.سى و یا بریتیش کانسل منطبق بر سیاست هاى اعلام شده دولتى بنماید؛ بلکه رسیدن به هدف نهایى و فتح قلوب و اذهان مخاطبان در خارج از مرزهاى بریتانیا در میان مدت و درازمدت است که باید از هر طریقى و لو دادن امتیاز و ضررهایى در کوتاه مدت حاصل شود.

  • فریب استراتژیکى

عملیات فریب را «سلسله اقدامات سازمان یافته و پنهانى که به منظور تأثیرگذارى بر ذهنیت حریف طراحى و اجرا مى شود و هدف اصلى آن ایجاد انحراف، در تصمیمات حریف از طریق ارائه اطلاعات هدایت شده و گاه غلط و اجبار وى به اقدام یا عدم اقدام در جهت منافع ملى کشور خودى یا به ضرر منافع خود» تعریف مى کنند.
آماج اصلى فریب استراتژیک، نهادها و سازمان هاى اطلاعاتى و امنیتى کشور هدف است. بر این اساس چنانچه طراحان فریب استراتژیک بتوانند در حداقل منابع و مجارى اطلاعاتى چنین سازمان هایى نفوذ کرده احتمال تبدیل شدن محتواى اطلاعاتى فریب دهنده به عنوان یک گزارش یا بخشى از یک گزارش اطلاعاتى ارایه شده از سوى سرویس هاى نظامى، امنیتى و اطلاعاتى کشور مخاطب بالا خواهد رفت.

فریب استراتژیک با روش عملیات روانى که پیشتر ذکر شد شباهت هایى دارد. از جمله:
- هر دو به ذهنیت افراد توجه کرده و در تلاش براى تأثیرگذارى بر آن اند.
- هر دو مشتمل بر سلسله اقداماتى هدفمند و سازمان یافته مى باشند.
- هر دو جزو اقدامات سرى و پنهان محسوب مى شوند.

در عین حال؛ این دو روش تفاوت هاى مهمى هم با هم دارند:
اولین نقطه افتراق فریب استراتژیک و عملیات روانى، محدوده تأثیرگذارى عملیات روانى «نگرش عامه مردم یک جامعه» است، در حالى که فریب، «ذهنیت سوژه اى خاص» (فرد، گروه یا سازمان معین) را هدف قرار مى دهند.
دوم، این که هدف عمده عملیات روانى، عواطف و احساسات عموم افراد یک جامعه خاص (افکار عمومى) مى باشد. در حالى که هدف عملیات فریب، تصمیم گیران، فرماندهان و افراد خاصى ازجامعه اى مشخص در محیط حریف است.

روش هاى رفتارى

روش هاى رفتارى دومین دسته از روش هاى اعمال تهدیدات نرم اند. در روش هاى رفتارى، هدف اصلى شکل دادن به رفتارهاى جمعى، متناسب با خواسته ها، اهداف و برنامه هاى تهدیدگر است. این روش را مى توان به چهاربخش: «اعتراض»، «عدم همکارى با دولت»، «مداخله غیرخشونت آمیز» و «جذب مخالفان حکومت» تقسیم نمود.

  • اعتراض

به اقداماتى گفته مى شود که حکایت از نشان دادن اعتراض و نارضایتى بدون مداخله و رویارویى با نیروهاى پلیس داشته باشد؛ که در صورت تکرار و روندسازى مى تواند تبدیل به مقاومت شود. اعتراض مى تواند به صورت تحصن، مخالفت خوانى، کم کارى، کارشکنى و تجمع مسالمت آمیز انجام شود.

  • عدم همکارى با دولت (نافرمانى مدنى)

به مجموعه اقداماتى گفته مى شود که از سوى مردم یا برخى جمعیت ها به منظور ایجاد محدودیت یا خوددارى از همکارى هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و امنیتى با دولت اتخاذ گردد. مواردى مانند عدم پرداخت مالیات، قبوض مصارف خدمات عمومى، بیرون کشیدن پول و سرمایه خود از شبکه هاى دولتى، عدم مشارکت سیاسى مانند عدم مشارکت در انتخابات.

  • مداخله غیرخشونت آمیز

به معناى ایجاد اختلال در نظم عمومى مؤسسات، سازمان ها، برنامه ها، طرح ها و فعالیت هاى دولت، توسط افراد، تشکل ها و دولت هاى دیگر است. نوع اقدام حتماً باید غیرخشونت آمیز باشد؛ مثلاً خرابکارى نامحسوس یا تصرف غیرخشونت آمیز یک ساختمان یا نهاد دولتى از جمله این موارد است.

  • جذب مخالفان حکومت

به معناى جرأت دادن به مخالفان و حمایت از آنان در هنگام سختى و خطر با هدف هویت بخشى، انسجام بخشى، تحریک پذیرى، افزایش انگیزه و اعتماد به منظور ایمان سازى مسیر مقابله از سوى یک دولت یا سازمان دشمن علیه دولتى دیگر است.

روش هاى شبکه اى

در روش هاى مبتنى بر شبکه، هدف اصلى اطلاعات و ارتباطات بر روى شبکه است. بنابراین اینترنت ها، مخازن و پایگاه هاى اطلاعاتى و سایت هاى کنترل و فرمان از بخش هاى مهم و مورد توجه در این روش اند. روش هاى شبکه اى را به دو دسته مى توان تقسیم کرد:

  • دیجیتالى؛ روش هاى دیجیتالى به روش هایى گفته مى شود که از طریق فعالیت در فضاى دیجیتالى اهداف جنگى را پى مى گیرد و یا به دنبال اختلال در ارتباط، سرقت اطلاعات و یا اختلال در سامانه هاى مدیریت در شبکه هاى اینترنت و اینترانت هستند؛ از این اقدامات به جنگ رایانه اى هم تعبیر مى کنند. حمله هاى هکرى را مى توان مشهورترین روش دیجیتالى دانست.
  • الکترونیکى؛ روش هاى الکترونیکى مجموعه روش هایى است که از طریق وسایل الکترونیکى مانند ماهواره و رادیو و تلویزیون اهداف کشور مهاجم را پى مى گیرند و یا به دنبال اختلال در این وسایل و امواج مربوطه شان هستند.
  • ابزارهاى جنگ نرم

وسعت ابعاد و زمینه هاى جنگ نرم سبب مى شود که دایره وسیعى از ابزار مدرن را در زمره ابزارهاى این جنگ بگنجانیم. به علاوه که خصلت ابتکارى و ابداعى در این جنگ سبب مى شود این دایره هم چنان وسعت بیشترى یابد و ابزارهاى جدید و ابداعى هم به این فهرست افزوده شوند. این ابزارها را در یک تقسیم بندى مى توان در سه عنوان گنجاند: «صنایع فرهنگى»، «رسانه ها»، «فن آورى هاى نوین ارتباطى و تبلیغاتى». که همگى ارتباطى تنگاتنگ و پیچیده با هم دارند.

  • صنایع فرهنگى

.1 سینما؛ جذابیت فراوان و قدرت تأثیرگذارى و نیز قابلیت بالاى تکثیر محصولات صنعت سینما، سبب شده است که دنیاى غرب به عنوان مخترع و صاحب اولیه این صنعت، بیشترین استفاده را از آن در جهت تبلیغ و ترویج فرهنگ و ارزش هاى خود در جوامع دیگر ببرد و سهمى ویژه را در این راستا به این صنعت اختصاص دهد. تأسیس تشکیلاتى چون هالیوود از بزرگترین گام ها در این راستا است.
سینماى آمریکا، به اقتضاى دیگر مصنوعات سرمایه دارى، بر پایه سکس و خشونت و ترس شکل گرفته است و ترویج کننده فرهنگ غربى و در موارد بسیار حاوى هجمه هاى صریح و غیرصریح به فرهنگ ها و نظام هاى ارزشى مخالف و مقابل غرب، از جمله ارزش هاى دینى مى باشد. در کشور ما نیز بخش قابل توجهى از برنامه هاى شبکه هاى داخلى به دوبله و پخش همین فیلم ها البته با اعمال پاره اى ممیزى هاى اخلاقى اختصاص دارد که موارد بسیارى این ممیزى ها اصلاحى در خصلت ترویجى آن ها نمى تواند تغییر ایجاد کند. به علاوه که امروزه با گسترش ماهواره ها طیف وسیعى از فیلم ها قابل دسترسى است.
2 .کارتون انیمیشن؛ در کنار سینما، صنعت انیمیشن سازى (پویانمایى) هم صنعت مستقلى است که هواداران بسیارى را خصوصاً در بین مخاطبان کودک و نوجوان به خود جذب کرده است.
شخصیت هاى ساده و دوست داشتنى دنیاى کارتون براى مخاطبان و دوستداران کودک و نوجوان شان به آسانى به عنوان الگو پذیرفته مى شوند و کودکان سعى مى کنند از رفتارها و برخوردهاى آنان تقلید کنند.
وجود همین قابلیت مهم است که سبب شده کارتون ها در فرآیند هجوم نرم جهان غرب علیه دیگر فرهنگ ها و کشورها نقشى ویژه را به خود اختصاص دهند. این رویکرد را خصوصاً در نسل جدید کارتون ها مى توان دید. در برخى موارد دامنه بهره بردارى از کارتون ها به بیان مضامین سیاسى نیز کشیده مى شود و شخصیت هاى محبوب کارتون ها به نمایندگان و مبلغان فرهنگ و سبک زندگى و ارزش هاى جامعه غربى به سراسر جهان اعزام مى شوند.
.3 ماهواره؛ ماهواره امکانات بى نظیرى را پیش روى صاحبان رسانه و دولت ها و قدرت ها گذاشته است که رسانه هاى پیشین در تأمین آن ها ناتوان بودند. شاید بتوان کار ویژه ماهواره در جنگ نرم را به جهت فضاى آزاد و رها از چارچوب و قانونى که بر آن حاکم است انتشار برنامه ها و مطالبى دانست که مخالف و مغایر با ارزش ها و اصول کشور مورد هدف اند.
.4 اسباب بازى؛ یکى از کالاهاى فرهنگى مؤثر که با توجه به قشر مخاطب اش اهمیتى دوچندان و وضعیتى حساس دارد، اسباب بازى ها است.
اسباب بازى هاى ساخته شرکت هاى غربى، ترویج دهنده فرهنگ غربى براى کودکان دیگر کشورها است تا از همان سنین کودکى با این فرهنگ آشنا شده و با آن انس بگیرند!!
5.بازى هاى یارانه اى؛ پس از رواج استفاده از رایانه در منازل شخصى، یکى از مهمترین موارد استفاده براى کودکان و نوجوانان بازى هاى رایانه اى است. این بازى ها که نسل هاى پیشین شان آتارى، کمودور و پلى استیشن بودند، با استفاده از قابلیت هاى رایانه، توانستند خیلى زود همه رقباى سنتى خود را کنار بزنند و بازار گسترده اى را به خود جلب نمایند.
به جهت فقر نسبى دانش گرافیک رایانه اى در دیگر کشورها، در زمینه بازى هاى رایانه اى، کشورهاى غربى و آمریکا با فاصله اى بسیار زیاد پیشگام اند.
سود سرشار اقتصادى که سالانه از محل فروش این بازى ها عاید کمپانى بزرگ سازنده آن ها مى شود، سبب شده است که بازى هاى رایانه اى یکى از مهمترین ابزارهایى باشند که قدرت هاى جهانى از آن در راستاى جنگ نرم و ترویج و تبلیغ و مدل زندگى غربى نهایت استفاده را بکنند.
.6 موسیقى؛ موسیقى یکى از مقولات فرهنگى است که در جریان نبرد نرم مورد استفاده وسیع تبلیغ رسانه اى غرب قرار گرفته است. موسیقى در بیشتر تمدن ها و فرهنگ ها نمونه هایى دارد.
در این میان موسیقى جاز سیاهان در آمریکا شکل و شمایلى نو گرفته و با سبک هاى مختلف راک اند رول، پاپ، رپ، متال و... به تدریج به صنعتى درآمدزا با سودهاى هنگفت تبدیل شده است و با ظهور فن آورى هاى جدید، موسیقى قالب تصویر را هم پذیرا شدند و شوها و کلیپ ها پدید آمدند. و از آن جا که سیاست گذاران این صنایع فرهنگى، تنها به سود سرشار و فروش بالاى این محصولات مى اندیشند عناصر سکس و خشونت وارد این کلیپ ها و شوها شدند. این محصولات در فهرست صادرات فرهنگى دنیاى غرب به ممالک دیگر قرار گرفت و گاهى مشابه سازى شد. از جمله در ایران از دوران پهلوى دوم موسیقى با کپى بردارى از نمونه هاى غربى ظهور کرد و مخاطبان بسیارى را توانست به خود جذب کند. پس از انقلاب هم با فاصله اى چند ساله این روند استمرار یافت. علاوه بر موسیقى پاپ، چند سالى است که شاهد ظهور موسیقى زیر زمینى یا رپ فارسى هستیم که به نوعى تقلید یکى از گونه هاى موسیقى غرب است.

  • ابزارهاى رسانه اى

رسانه ها در جنگ نرم نقش ویژه و منحصر به فردى را ایفا مى کنند. تا آنجا که از آن به «جنگ رسانه اى» تعبیر مى شود. بنیادى ترین تعریف جنگ رسانه اى استفاده از رسانه ها براى تضعیف کشور هدف و بهره گیرى از توان و ظرفیت رسانه ها اعم از مطبوعات، خبرگزارى ها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات است. جنگ رسانه اى یکى از برجسته ترین جنبه هاى جنگ نرم و جنگ هاى جدید بین المللى است. جنگ رسانه اى تنها جنگى است که حتى در شرایط صلح نیز بین کشورها به صورت غیررسمى ادامه دارد.
.1 مطبوعات؛ على رغم ظهور رسانه هاى نوین و شیوه هاى آسان تر و کارآمدتر اطلاع رسانى، مطبوعات اعم از روزنامه ها، مجلات و... جایگاه مهمى را در اطلاع رسانى و شکل دهى افکار عمومى ایفا مى کنند. روزنامه هاى کثیرالانتشار بین المللى که محصول کمپانى هاى بزرگ خبر پراکنى اند و مشترکین و مخاطبان فراوانى را در سرتاسر جهان جذب کرده اند.
.2 رادیو؛ رادیوها از جمله مؤثرترین و معمول ترین رسانه هایى است که دولت هاى متخاصم از سال ها پیش از آن ها براى تأثیرگذارى بر افکار عمومى کشور مقابل شان بهره مى گیرند. کار ویژه رادیوها در جنگ نرم را مى توان تهیه، تدوین و پخش اخبار و گزارش ها و تحلیل هایى علیه کشورها و دولت هاى رقیب و در راستاى منافع سیاسى، فرهنگى و اقتصادى کشور متبوع خود دانست. اقدامى که با هدف تأثیرگذارى بر افکار عمومى شهروندان کشور هدف و جلب اعتماد آن ها به خود و در مقابل بى اعتمادسازى آن ها به رسانه هاى داخلى و نظام سیاسى اش انجام مى شود.
3 .تلویزیون؛ از رسانه هاى پیشتاز و پرمخاطب تلویزیون هاى بین المللى اند که میلیون ها نفر را در سراسر جهان مخاطب برنامه هاى مختلف خود قرار مى دهند. کار ویژه تلویزیون ها در جنگ نرم را مى توان تهیه و پخش برنامه هاى خبرى و تحلیل و گزارش هایى از کشور هدف - بر خلاف روایت رسانه هاى رسمى و دولتى آن کشور - و در راستاى سیاه نمایى اوضاع آن کشور دانست.
در این راستا آنان بخش ویژه اى از توان خود را به پوشش دهى اقدامات و فعالیت هاى تخریبى اپوزیسیون آن کشور اختصاص مى دهند.
4 .خبرگزارى ها و آژانس هاى خبرى؛ خبرگزارى هاى بین المللى یکى از عمده ترین ابزارهاى جنگ رسانه اى در جهان محسوب مى شوند. این خبرگزارى ها هر روزه باتولید میلیون ها کلمه خبر و مخابره آن با پیشرفته ترین تکنولوژى هاى ارتباطى، فرآیند اطلاع رسانى جهانى را تحت سیطره و کنترل خود دارند. آن ها مى توانند با سانسور یک خبر یا دادن پوشش وسیع به یک رویداد، افکار عمومى جهان را له یا علیه آن مسأله برانگیزانند. اهمیت خبرگزارى ها زمانى آشکار مى شوند که بدانیم اکثر مطبوعات، خبرگزارى هاى ملى و منطقه اى و شبکه هاى رادیو تلویزیونى، اخبار و اطلاعات عمده خود را از این آژانس هاى خبرى دریافت مى کنند.

  • فن آورى هاى نوین ارتباطى

اینترنت؛ بى گمان مهم ترین و موثرترین اتفاقى که در عرصه رسانه ها افتاده است ظهور اینترنت مى باشد. قابلیت هایى بى نظیرى که اینترنت با خود به ارمغان آورده سبب شده این پدیده به مهمترین و موثرترین ابزار جنگ نرم بدل شود.
سایت هاى خبرى و خبرگزارى هاى اینترنتى؛ اینترنت زمینه ساز ظهور و رواج طیف وسیعى از خبرگزارى هاى مجازى شده است. فعالیت در فضاى مجازى به مراتب آسان تر و کم هزینه تر است و امکان پنهان کردن هویت واقعى هم فراهم است. این رسانه ها خط قرمزهاى کمترى را در برابر خود مى بینند
رسانه هاى اجتماعى؛ به گروهى از رسانه هایى که در فضاى اینترنتى متولد شده اند عنوان رسانه هاى اجتماعى داده شده است. هر کاربر اینترنتى به راحتى مى تواند مطالب تولیدى خود را در فضاى مجازى منتشر کند.
انواع رسانه هاى اجتماعى؛ رسانه هاى اجتماعى را مى توان در گروه هاى مختلف دسته بندى کرد؛ شبکه هاى اجتماعى، وبلاگ ها، ویکى ها، پادکست ها، فروم ها، کامیونیتى‌هاى محتوایى و میکروبلاگ ها برخى از رسانه هاى اجتماعى محسوب مى‌شوند.
تاکتیک هاى عملیات روانى در جنگ نرم .

  • سانسور

سانسور عبارت است از حذف عمدى موادى از جریان عبور آگاهى ها، به منظور شکل دادن عقاید و اعمال دیگران، این حذف عمدى مى تواند به دو شکل صورت پذیرد. سانسور در ساده ترین معنى اش، کنترل پیام هاى کثیرالانتشار توسط اولیاى امور به جهت بازداشت موادى است که از نظر آنان نامطلوب است. مثلاً مى تواند شامل حذف واژه ها، عبارات یا جملاتى خاص، توسط سانسورگر باشد.
اما سانسور در شکل گسترده ترش، مى تواند در برگیرنده هر نوع تلاشى جهت تضعیف یا جلوگیرى از انتشار مواد نامطلوب از نظر برخى از اولیاى امور باشد. بدین ترتیب ممکن است دولتى جلوى انتشار اطلاعات یا اخبارى را که مى تواند بازتابى مخالف یا ناموافق بر مقامات آن دولت داشته باشد، را بگیرد و حتى ممکن است اولیاى امور اقدامى تنبیهى نیز بر علیه خاطیان در پیش گیرند.
برخى از روزنامه ها یا مجلات را از امکانات چاپى محروم کنند، مالیات هاى سنگین یا موانع اقتصادى دیگر را اعمال کنند.
دولت هاى مستبد و خودکامه از سانسور براى ابقاء قدرت خویش بهره بردارى مى کنند. اما دولت هاى آزادمنش به علت سنت هاى موجود حاکى از انزجار نسبت به سانسور باید به روش هاى دیگرى جهت ابقاء خود متوسل شوند روش هایى مانند تلاش براى جلب حمایت صادقانه رسانه هاى متنفذ، یا ارجاع مستقیم مشکل خود به مردم.

  • سانسور برون قانونى

سانسور برون قانونى سانسورى است که خارج از کنترل قانونى یا قدرت قانونى باشد. چنین سانسورى مى تواند داوطلبانه باشد. مثل وقتى که سردبیرى، عبارت یا واژه اى را از دست نوشته خود حذف مى کند چرا که احساس مى کند از ذوق سلیم به دور است یا کتابدارى که کتابى را از دور خارج مى کند، بدین علت که به نظر او قبیح و اهانت آمیز است و وى مطالب قبیح و اهانت آمیز را دوست ندارد.

  • تحریف

یکى از رایج ترین شیوه هاى پوشش خبرى و مطبوعاتى،تغییر متن پیام به شیوه هاى مختلف از طریق دست کارى خبر است. در مسئله تحریف، سه پدیده به چشم مى خورد که عبارتند از: «تعدیل، شاخ و برگ دادن و جذب».
تجربه هایى که در مورد تحریف انجام شده است، نشان مى دهد که بسیارى از جزییات موجود در ابتداى زنجیره انتقال به شدت حذف مى شوند. در همان زمانى که فرآیند تعدیل انجام مى گیرد، شاخ و برگ هاى دیگرى به خبر اضافه مى گردد. با اینکه فرآیند شاخ و برگ دادن مانند فرآیند تعدیل در هر بار که خبر نقل مى شود،انجام مى گیرد ولى عناصرى که در این فرآیند بر آن ها تکیه مى شود و درهر نوبت تکرار مى شوند، یکى نیستند. این ویژگى بیشتر به ترکیب جامعه اى که خبر در آن منتقل مى شود، وابسته است. عناصرى در این فرآیند شاخ و برگ پیدا مى کنند که از نظر نقل کننده خبر با اهمیت هستند. چه چیزى سبب حذف برخى جزییات و بیان برخى دیگر مى شود؟
پاسخ به این پرسش در فرآیند «جذب» یافت مى شود که نتیجه نیروى جاذبه عادات، تمایلات و احساسات شنونده است.
غالباً فرآیند جذب با هدف مورد انتظار فرد هماهنگى دارد و درک و یادآورى امور طبق معمول صورت مى گیرد. از همه این ها مهمتر اینکه فرآیند جذب به خودى خود بیانگر تغییرات و تحریفاتى است که منعکس کننده احساسات ریشه دار در شخص مى باشد و همچنین وضعیت و جهت گیرى او را منعکس مى کند. با اینکه در امر تجزیه و تحلیل، فرآیندهاى تعدیل، شاخ و برگ دادن و جذب از یکدیگر تفکیک مى شوند، ولى این فرآیندها در عمل از یکدیگر مستقل نیستند. آن ها به طور هماهنگ در آن واحد عمل مى کنند.
در شرایطى که مخاطبان دسترسى لازم به منبع موثق پیام را نداشته باشند، این شیوه بیشترین کاربرد را دارد، مثلاً اخبارى که از طریق خبرگزارى هاى دنیا و روزنامه هاى پرتیراژ منتشر مى شوند، در نقاط مختلف دنیا منتشر شده و قابل دریافت مستندات لازم از سوى مخاطبان نمى باشد.

  • پاره حقیقت گویى

گاهى حادثه، خبر یا سخنى مطرح مى شود که از نظر منبع، محتواى پیام، مجموعه اى به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشى از آن نقل و بخشى نقل نشود جهت و نتیجه پیام، منحرف خواهد شد. این از رویه هاى رایج مطبوعات است که معمولاً متناسب با جایگاه و جناح سیاسى که به آن متمایل هستند، بخشى از خبر نقل و بخشى را نقل نمى کنند. این شیوه به خصوص در انتشار نظرات رهبران سیاسى متداول است. استفاده از تیترهاى اصلى روزنامه ها، مطابق با میل و سلیقه آن روزنامه از نمونه هاى بارز پاره حقیقت گویى است به طور کلى از دید روزنامه نگاران یک خبر هنگامى کامل است که عناصر خبرى در آن به شکل کلى مطرح شوند. اما چنانچه یکى از عناصر خبرى - چگونه؟ کجا؟ کى؟ چه کسى؟ چه چیزى؟ چرا؟ - در خبر بیان نگردد، خبر ناقص است. که در این تاکتیک، حذف یکى از این عناصر به عمد صورت مى گیرد. درنشریات براى جلب نمودن نظر خواننده به تیتر خبر، از این تاکتیک استفاده مى نمایند.
در واقعه 11 سپتامبر، در اخبارى که از سوى رسانه هاى آمریکا و رسانه هاى همسو با آن ها انتشار مى یافت، به دلایل و انگیزه هاى تروریست ها پرداخته نمى شد. به عبارتى عنصر «چرا» به صورت انتخابى از اخبار حذف مى شد. حذف عنصر «چرا» به آمریکایى ها این اجازه را مى داد که بتوانند کشورها، افراد مختلف و سیاست هایى را که نمى پذیرند و با مواضع آن ها مخالفت دارند را محکوم نمایند و بتوانند با استفاده از باز بودن فضا و شرایط توجیه و با استفاده از عبارت «حذف تروریست ها از صحنه جهان» هم چنان به سیاست هاى مدنظر آمریکا جامه عمل بپوشانند.

  • محک زدن

براى ارزیابى اوضاع جامعه و طرز تفکر مردم جامعه درباره موضوعى خاص که نسبت به آن حساسیت وجود دارد و یا دریافت بازخورد نظر حاکمان و یا گروهى خاص یا صنفى از اصناف جامعه، خبرى منتشر مى شود که عکس العمل به آن، زمینه طرح سوژه هاى بعدى قرار مى گیرد عوامل تبلیغاتى سعى مى کنند براى دریافت بازخورد نظر گروهى خاص و یا حتى افراد جامعه، با انتشار یک موضوع عکس العمل آن ها را مورد ارزیابى قرار دهند و سیاست هاى آینده خود را نسبت به آن طراحى کنند. مثلاً براى ارزیابى نظر مردم ایران راجع به رابطه با آمریکا، خبرى منتشر مى شود تا پس از محک زدن آن، موضوعات جدى ترى را در این باره منتشر سازند.
در سیستم هاى نظر سنجى نیز استفاده از افکار عمومى، نوعى محک زدن است. طرح موضوع استفاده نظامى ایران از تکنولوژى غنى سازى اورانیوم توسط آمریکایى ها، بازخورد واکنش دائمى ایرانى ها در تأکید بر استفاده غیرنظامى از این تکنولوژى ها را به دنبال دارد. آمریکا با این کار از یک سو قصد محک زدن ایران در این باره را داشته و از سوى دیگر از طرح آن براى اعزام بازرسین مربوطه براى کنترل این پروسه بهره مى گیرد.

  • ادعا به جاى واقعیت

رسانه هاى خبرى براى دستیابى به اهداف مورد نظر خود، گاهى ادعاهایى علیه افراد، گروه هاى مختلف و رسانه هاى رقیب مطرح مى کنند و آنان را مجبور به پاسخگویى مى نمایند. در واقع در این روش، اخبار مخابره شده و یا به چاپ رسیده نوعى ادعا به جاى واقعیت را در ذهن مخاطب تداعى مى کند و با استفاده از کلماتى نظیر «ادعا» منبع خبر سعى مى کند اولاً خبر را از دست ندهد، در ثانى صحت و سقم خبر را به گردن منبع مدعى آن انداخته، ثالثاً چنانچه خبر مورد تأیید قرار گرفت، اعتبار پخش آن را نصیب خود کند و در نهایت پیامى را که مدنظرش مى باشد به همراه خبر القا نماید.
در شایعه منبع خبر را نمى گوییم اما در این نوع خبر عمداً منبع خبر را ذکر مى کنیم، ولى منبعى که بى اعتبار است و بارها مورد تکذیب قرار گرفته است. این شیوه از جمله شیوه هاى جنگ روانى است. این شیوه در حقیقت مانند یک برگ دو طرف برنده است. استفاده کنندگان از آن، چه ادعا را رد و چه آن را تأیید نمایند، در هر دو صورت منبع جواب خود را گرفته است.
در جریان حمله آمریکا به افغانستان، پس از هر بمباران شدید مقرهاى طالبان، ادعاهایى دال بر کشته شدن بن لادن از سوى رسانه هاى آمریکایى و رسانه هاى همسو با آن ها مطرح مى شد. زمانى که طالبان خبر را تکذیب مى کردند، امریکایى ها مى فهمیدند که تلاش آن ها در انهدام مواضع طالبان و کشتار آن ها چندان موثر نبوده است. اگر طالبان سکوت مى کردند، این سکوت صحت ادعاى آمریکایى ها را اثبات مى کرد و نیروهاى طالبان را نیز از نظر روحى تضعیف مى نمود.

  • اغراق

عوامل تبلیغاتى با بهره گیرى از این شیوه دست به پخش مطالب مبالغه آمیز مى زنند. آن ها سعى مى کنند مطالب کوچک را بسیار بزرگتر از آن چه وجود دارد جلوه دهند و همچنین قادرند از مطالب بزرگ به شکلى ضعیف و در زمان، مکان و جایگاهى که به چشم نمى آید، بهره بردارى کند.

  • تفرقه

شاید بتوان تفرقه را یکى از مؤلفه هاى عوامل قبلى دانست که با استفاده از آن ها عامل تبلیغاتى سعى مى کند بین جامعه مخاطبان خود با مرزبندى و جناح بندى هایى که در اکثریت موارد کاذب هم مى باشد، مطالبى را پخش کند تا پتانسیل و توان آن ها را کاهش دهد.

  • ترور شخصیت

در شیوه هاى جدید، ترور فیزیکى جاى خود را به ترور شخصیت داده است. در زمان هایى که نتوان فردى را ترور فیزیکى کرد و یا نباید افراد مورد ترور فیزیکى قرار گیرند، سعى مى کنند از طریق عوامل تبلیغاتى جنگ روانى و با استفاده از وسایل ارتباط جمعى، شخصیت هاى مطرح و موثر در جناح مقابل را به زیر ذره بین کشیده و با بزرگ نمایى نقاط ضعف آنان را ترور شخصیت نماید. هدف آن ترور شخصیت هاى سیاسى و مهم از طریق به تصویر کشیدن نقاط ضعف و حرکات نادرست آن هاست. این عوامل باعث مى شود رهبران ذى نفوذ نزد مخاطبان دچار بى منزلتى و تخریب چهره شوند.

  • شایعه

زمانى که جریان این خبر از بین افرادى شروع مى شود که از حقیقت موضوع دورند، شایعه آغاز مى گردد و تکرار آن بدون ارائه برهان و دلیل ادامه مى یابد تا تقریباً بسیارى از مردم آن را باور مى کنند و در نهایت شیوه معینى براى ترویج آن پیش گرفته مى شود، مانند «آن ها مى گویند...» یا «از یک منبع مسئول شنیده ام که ...» یا «اخبار دقیقى دارم مبنى بر اینکه...» و مانند آن ها.
شایعات زمانى رواج مى یابند که حوادث مربوط به آن در زندگى افراد از اهمیتى برخوردار باشند یا در مورد آن ها خبرهاى صریح پخش نشود و یا اینکه خبرهاى مربوط به آن ها مبهم باشند. این ابهام زمانى به وجود مى آید که خبر به صورت تحریف شده دریافت شود، یا به فرد خبرهاى متضادى برسد یا فرد از فهم این گونه خبرها عاجز باشد.

  • تاکتیک شایعه

شایعه در جایى ایجاد مى شود که خبر نباشد و یا خبر از منابع موثق منتشر نگردد. از جمله اولین عناصرى که در بحث شایعه مطرح مى باشند، موضوع، مکان و زمان شایعه است. یک شایعه ساز ماهر به خوبى مى داند که شایعه وى باید موضعى باشد که حساسیت بالاى جامعه را در زمان و مکان مناسب به خود اختصاص دهد.
ضریب نفوذ شایعه مدیون دو نکته است؛ اول ابهام در موضوع و دوم اهمیت موضوع. هرچه ضریب اهمیت یک شایعه بالا باشد، ضریب نفوذ آن نیز به همان میزان بالا مى رود. در ضمن به همان میزان که ابهام در قضیه افزایش مى یابد ضریب نفوذ شایعه نیز صفر خواهد شد. عوامل دیگرى نیز در پخش پذیرى و نفوذ شایعه مؤثرند اما از درجه دوم اهمیت برخوردار مى باشند. به طور نمونه پخش شایعه از زبان یک وزیر، یک استاد دانشگاه و یا هر منبع معتبر دیگر ضریب نفوذ آن را بیشتر از پخش شایعه از زبان راننده تاکسى مى کند.
هر شایعه در برگیرنده بخش قابل ملاحظه اى از واقعیت مى تواند باشد، اما ضریب نفوذ آن نیز تحت تأثیر عوامل دیگر مى تواند افزایش بالایى پیدا کند.

  • شایعات آتشین

شایعه اى است که یکباره شکل مى گیرد، همه جامعه را تحت الشعاع قرار مى دهد و اثرى کوتاه مدت دارد. کاربرد این نوع شایعه بیشتر در زمان جنگ نظامى است. استفاده از آمار و ارقام و بزرگ نشان دادن آنها، مسیر شایعات آتشین است. به معناى دیگر شایعات آتشین با ارقامى بسیار بزرگ ولى فقط در یک مقطع وارد مى شوند، تأثیر آن ها عظیم است ولى مقطعى است. این نوع شایعات غالبا با ارقام بزرگ سر و کار دارند. تلفات ناشى از جنگ و تلفات ناشى از سیل و زلزله از جمله این موارد مى باشند.

  • شایعات خزنده

شایعاتى هستند که همراه با تاکتیک هاى قطره چکانى، مرحله به مرحله مى تواند مسیر یک شایعه را در ذهن افراد یک جامعه طراحى کند. این شایعات دراز مدت تر از شایعات آتشین هستند و پیچیدگى هاى بیشترى نیز دارند. سوء استفاده هاى مالى و فساد در دستگاه هاى ادارى و رسوایى هاى مالى از جمله این نوع شایعات هستند. پخش قطره چکانى و مرحله به مرحله حادثه 11 سپتامبر زمینه ساز این نوع شایعه بود.

  • شایعات دلفینى

آن نوع از شایعات هستند که به تناسب زمان آشکار مى گردند و بلافاصله پس از تأثیرگذارى براى مدتى پنهان مى شوند و دوباره با ایجاد زمینه و انگیزه خود را آشکار مى کنند.
شایعات دلفینى شایعاتى هستند که زمان مشخصى ندارند و هرگاه زمینه آن فراهم شود، قابل خودنمایى هستند. مانند اخبار مربوط به قتل هاى زنجیره اى.

  • تاکتیک ماساژ پیام

تاکتیک حذف، تاکتیک کلى بافى، تاکتیک زمان بندى، تاکتیک قطره چکانى، تاکتیک موجى و تاکتیک تبخیر از جمله تاکتیک هاى ماساژ پیام به شمار مى آیند که به طور مختصر به توضیح آنها پرداخته مى شود.

  • تاکتیک کلى بافى

در تاکتیک کلى بافى جزئیاتى که ممکن است مخالفت ادارى یا سیاسى را برانگیزد را با لعابى از مطالب غیرواقعى مى پوشانند. در این تاکتیک سعى مى شود بدون توجه به مسایل اصلى و عمیق در خبر و بدون ریشه یابى به موضوعى که منعکس مى شود به حواشى آن پرداخته شده، به خبر لعاب بزنند و شاخ و برگ آن را اضافه کنند و خواننده را در سطح نگه دارد. و توجه وى را کمتر معطوف به عمق مطالب نمایند. این تاکتیک بیشتر در پخش بیانیه هاى وزارت امور خارجه و یا دستگاه دیپلماسى خارجى کشورها مورد استفاده قرار مى گیرد، که در آن ها از شیوه بى حس سازى مغزى استفاده شده است.

  • تاکتیک زمان بندى

مرسوم ترین مصداقى را که مى توان براى تاکتیک زمان بندى مثال زد، تأخیر در پخش خبر مى باشد، به نحوى که پیام گیر نتواند کارى بکند. این شیوه در بسیارى از موارد التهاب و اشتیاق مخاطبین را براى شنیدن خبر از منابع موثق مهیا نموده و در بخشى دیگر زمینه پخش شایعات را نیز فراهم مى کند.

  • تاکتیک حذف

براساس این تاکتیک قسمت هاى مهمى از خبر به دلایلى که از پیش طراحى شده و به شکلى هدفمند حذف مى گردد تا زمینه را براى پخش تاکتیک شایعه مهیا نماید. در این تاکتیک پخش کننده خبر (رسانه) مى داند که با پخش قسمت ناقصى از خبر سوالاتى، در ذهن مخاطبان ایجاد مى شود که این سؤالات چنانچه پاسخ گفته نشود، زمینه پخش شایعات را فراهم مى کند. در وسایل ارتباط جمعى معروف است که شایعه جایى پخش مى شود که خبر نباشد.
چون سیاست به شدت ستیزه آمیز است، پیام هاى سیاسى بیش از پیام هاى دیگر آگاهانه انتخاب مى شوند و تاکتیک حذف استفاده مى گردد.
تاکتیک قطره چکانى
داده ها، اطلاعات و دانش به جاى آنکه در سندى واحد نوشته شود در این تاکتیک دسته بندى شده و در زمان هاى گوناگون و به مقدار بسیار کم ارائه مى گردد تا هم مخاطب نسبت به منبع خبر اعتماد پیدا کند و هم نسبت به آن اعتیاد پیدا کند و منتظر پخش اخبار از مجراى مورد نظر گردد. در این شیوه الگوى رخدادها تجزیه مى شود و از دیدگیرنده مخفى مى ماند.

  • تاکتیک دروغ بزرگ یا استفاده از دروغ محض

این تاکتیک قدیمى و سنتى مى باشد، اما هنوز هم مورد استفاده فراوانى در رسانه ها دارد و بیشتر براى مرعوب کردن حریف و یا حتى براى مرعوب کردن افکار عمومى مورد استفاده قرار مى گیرد. یعنى پیامى را که به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان مى کنند. معروف ترین مورد استفاده اى که از این تاکتیک شده، در زمان هیتلر و توسط گوبلز بوده است.

  • فوریت بخشیدن ساختگى به خبر

تأکید بر انتقال سریع و لحظه به لحظه پیام و افزایش کمیت آن یکى دیگر از شیوه هاى مطبوعاتى و رسانه اى است. هدف از این شیوه ایجاد نوعى طوفان مغزى براى مخاطب نسبت به سوژه مورد نظر و ایجاد نوعى ایزوله کردن خبرى مخاطب نسبت به دیگر منابع خبرى از طریق ایجاد این اطمینان در مخاطب است و این مطلب را مى خواهد القا کند که این مطبوعه در سریع ترین حالت ممکن، قادر است اطلاعات را به مخاطب برساند.
این تاکتیک براى کمتر تعمق کردن مخاطب بر اخبار نیز به کار گرفته مى شود. از طرفى نیز رسانه هاى خبرى با شتاب بخشیدن به گزارش حوادث و رویدادها سعى مى کنند از فرصت ایجاد شده براى دستیابى به بسیارى از اهداف خود (که تاکنون مهیا نبوده) استفاده کنند. این روش کاربرد تبلیغاتى نیز دارد. هم چنین در زمان جنگ و بحران هاى سیاسى کاربرد بسیار دارد.

  • پیچیده کردن خبر براى عدم کشف حقیقت

امروزه شیوه پنهان کردن حقیقت، محرمانه نگهداشتن آن نیست زیرا که ذات خبر فرار است و به محض یافتن مجرایى، به داخل جامعه نفوذ پیدا مى کند. اعتقاد بر اینست که زمانى که یک رسانه قصد دارد یک خبر را پنهان کند لازم است با دادن اطلاعات متنوع و زیاد، حقیقت و موضوع را به گونه اى پیچیده کند که مخاطب از پیگیرى آن خبر صرف نظر کند.
براى پنهان ماندن حقیقت، موضوع آنچنان با اخبار و اطلاعات فراوان و گاه ضد و نقیض، پیچیده و مغلق بیان مى شود که مخاطب نتواند از لابلاى مطالب به حقیقت دست یابد. نمونه بارز این اتفاق در موضوع پرتاب موشک از سوى نیروى دریایى آمریکا به سوى هواپیماى مسافرتى ایرباس ایرانى بود. امروزه جهت سرکوب بسیارى از جنبش هاى مردمى و نتایج اسف بار اقدامات سیاسى و اقتصادى قدرت هاى بزرگ در کشورهاى ضعیف جهان این حقایق را از طریق مخدوش ساختن خبر این وقایع، پنهان مى نمایند.

  • افزایش قابلیت تصدیق خبر از طریق چیدن خبر ساختگى و نادرست در میان چند خبر درست

برخى رسانه ها مانند بى.بى.سى همواره از این شگرد استفاده کرده اند. در این شیوه، نظر مخاطبان به اخبارى صحیح جلب مى شود و پس از ایجاد اطمینان اولیه نسبت به این منبع، یک خبر نادرست اعلام و القاء مى شود. یک تحلیل گر حرفه اى مى تواند اخبارى که براى مخالفان خود داراى هویت درست و مشخص شده است، به گونه اى با اخبار نادرست آمیخته کند که در نهایت نظر خود را در قالب تحلیل و تفسیر مورد نظر خود القا نماید.
نمونه آن را مى توان در سایت علیرضا نورى زاده پیدا کرد. در این شیوه تحلیل گر سعى کند اخبار موثق و درست قابل استناد براى مخاطبین را همراه با چند خبر نادرست در هم آمیخته و با شیوه اى کاملا حرفه اى نتیجه مطلوب خود را کسب کند. در جریان قتل هاى زنجیره اى، علیرضا نورى زاده با در اختیار داشتن بخشى از مطالب صحیح قادر بود که مطالب نادرست خود را تحت پوشش منابع اطلاعاتى موثق منتشر کند.

  • استفاده از دو خبر واقعى براى طرح یک خبر ساختگى

ارتباط بخشیدن بین دو واقعه و نتیجه گیرى غلط و غیرواقعى از آن، از شیوه هاى دیگر در مطبوعات و خبرگزارى ها و رادیوها به شمار مى رود. مثلاً رادیو بى.بى.سى اعلام مى کند که دو هیات سیاسى از آمریکا و ایران همزمان در سوریه با مقامات سورى دیدار و گفت و گو کردند. در این پیام هدف اصلى، القاء خبر ارتباط بین این دو هیأت سیاسى در سوریه و تضعیف دولت جمهورى اسلامى است.

  • استفاده از عاطفه گیرندگان پیام

در این روش تلاش مى شود تعابیرى در خبر مورد استفاده قرار گیرد که به کارگیرى آنان احساس عاطفى مخاطبان را به طور ساختگى تحریف و تهییج کند. کلماتى نظیر تبعیض، ظلم به زنان، فشار بر کودکان، شکنجه، بازجویى، توطئه، خفقان، نسل سوزى، قانون ستیزى، فجایع بشرى و مانند آن مى تواند احساسات یک مخاطب را برانگیخته نماید. پخش برنامه هاى تلویزیون و استفاده از عکس هایى که کودکان را در وضعیتى بسیار بد نشان مى دهد، همچنین استفاده از زنان به عنوان عناصر زجرکشیده در اخبار مى تواند در مسیر ایجاد هیجان بسیار مؤثر و پرنفوذ باشد.
از سوى دیگر خبرگزارى ها از عاطفه غریزى گیرندگان پیام استفاده مى کنند. گیرندگان پیام در مقابل یک سرى مسائل مشترک با هم داراى همبستگى هاى عاطفى هستند. مباحث مشترکى نظیر دین، نژاد، سرزمین، ملیت، جنسیت، محیط اجتماعى، رنگ پوست، مباحث مشترک قاره اى و مباحث انسان دوستى از جمله این مباحث است که در خیلى از خبرها هدف قرار مى گیرند و سعى مى شود به نوعى در خبرها روى یکى از این همبستگى ها تأکید شود. به طور مثال کردها در ترکیه، عراق، ایران، سوریه و... سعى مى کنند از رابطه عاطفى کردها استفاده کنند، به نوعى که تحریک کننده باشد. کردها یک نوع رابطه معنوى، جدا از همبستگى هاى منطقه اى با هم دارند و فشار به هر گروه در هر منطقه بر بقیه تأثیر مى گذارد.

  • استفاده از خبر براى تبلیغات

وقتى خبرى از رسانه ها منتشر مى شود، نیازى به اثبات آن وجود ندارد. زیرا اصل اولیه درستى خبر است و اگر کسى فکر کند یا ادعا کند که خبر درست نیست، لازم است براى رد آن مدرکى ارائه دهد.

  • شیوه ها و اقدامات جنگ نرم در ایران

.1 تحلیل مغرضانه از اوضاع داخلى و ایجاد فضاى وحشت زا و موهوم از احتمال بروز جنگ، آغاز دوره بحران اقتصادى و مشکلات عظیم ناشى از آن.
.2 سوء استفاده تبلیغاتى از اجراى طرح هایى چون طرح امنیت اجتماعى به عنوان محدودکننده آزادى و حقوق زنان و نقش آزادى هاى مدنى و اجتماعى.
.3 ایجاد تقابل هاى سیاسى بین سران ارشد نظام اسلامى و القاى در جریان بودن جنگ قدرت در جمهورى اسلامى بین چند طیف.
.4 ترویج و اشاعه دنیا طلبى و مادى گرایى افراطى با تبلیغ مظاهر زندگى غربى.
.6ترویج نظریه وجود قرائت هاى مختلف از اسلام (پلورالیسم).
.7 اشاعه و تبلیغ نسبى بودن موازین اسلامى و ارزش هاى اعتقادى و دینى.
.8تبلیغ ضرورت جدایى دین از سیاست و دنیا از آخرت (سکولاریسم).
.9 ترویج و تبلیغ وجود تضاد میان علم و توسعه با دین و اخلاق.
10 .نفى آرمان گرایى با تبلیغ دنیاپرستى و تحریک غرائز شهوانى.
11.حمله مستمر به مبانى ارزشى و پایه هاى اعتقادى با حربه تحریف حقایق.
.12اشاعه چهره اى غیرواقعى، خشن و زشت از اسلام.
.13 تبلیغ و ترویج مغایرت دین و وحى با عقل.
.14 ترویج و اشاعه اومانیسم و مکاتب الحادى غربى
.15 تبلیغ و ترویج تضاد میان اسلام و آزادى.
.16 تلاش مستمر و برنامه ریزى شده براى سست کردن بنیان هاى دینى.
.17 تلاش براى قراردادن جمهورى اسلامى در مقابل دموکراسى و آزادى هاى مدنى.
.19 تلاش براى به تمسخر گرفتن مبارزه حق و باطل.
.20تبلیغ گسترده مبانى نظرى فرهنگ غرب و زیرساخت هاى تئوریک فرهنگ امریکایى.
21.کوشش براى بى تفاوت و جدا کردن نسل جوان از ارزش هاى اعتقادى و آرمان هاى انقلاب با هدف ایجاد بحران هویت.
.22متهم ساختن اسلام و جمهورى اسلامى به ضدیت با حقوق بشر و نقض آزادى هاى مدنى.
.23 برنامه ریزى براى کم اهمیت جلوه دادن تهاجم فرهنگى و توهم خواندن آن با هدف کم کردن حساسیت ها نسبت به اهداف تهاجم نرم فرهنگى.
.24 تبلیغ و ترویج ناکارآمدى تئورى حکومت دینى و تضعیف فرهنگ اسلامى و مبانى عقیدتى.
.25 القاى وجود مشکلات متعدد به دلیل قطع رابطه با امریکا.
.26 ایجاد شبهات متعدد در خصوص اصل مترقى ولایت مطلقه فقیه.
.27 تضعیف بسیج و نیروهاى ارزشى انقلاب.
.28 امام زدایى از صحنه فرهنگى و اجتماعى.
.29 نشر و ترویج مواضع اپوزیسیون داخل و خارج، ملى گراها، لیبرال ها و...
30.ترویج فمنیسم و زن سالارى.
.31 مخالفت با قانون اساسى.
32 .حمایت از چهره ها و جریان هاى فرهنگى وابسته و منفعل نسبت به هویت هاى ملى و دینى.
33 .برانگیختن شکاف هاى قومى و مذهبى.
.34خریدارى ده ها هزار نسخه از کتاب ها و محصولات فرهنگى روشنفکران غربى و توزیع در جامعه.
.35 حمایت علمى، حقوقى و مالى از عناصر روشنفکر سکولار و دانشگاهى وابسته به جریان هاى منحرف و مهاجم به مبانى دینى.
.36 طرح شبهات اعتقادى و سیاسى جهت ایجاد تزلزل در میان جوانان.
طى بررسى هایى که در سال 1378 روى سایت هاى اینترنتى قابل دریافت انجام شد، نتایج زیر به دست آمد:
الف. 4 میلیون سایت مروج فساد در امریکا و اروپا طراحى شده بود که فقط در کشورهاى جهان سوم قابل دریافت است.
ب. امکان دریافت 3 هزار شبکه ماهواره اى در ایران وجود دارد که علاوه بر این ها حدود 9 هزار شبکه نیز به صورت کارتى قابل دریافت است و حدود 900 شبکه شبانه روز فساد و فرهنگ منحط غربى را ترویج مى کنند.
ج. 35 شبکه فارسى زبان به طور مستمر و 24 ساعته علیه نظام اسلامى فعالیت مى کنند که برخى از این شبکه ها متعلق به صهیونیست ها بوده و رسماً از سوى این رژیم پشتیبانى مى شوند. این شبکه ها داراى بودجه مشخصى در کنگره آمریکا هستند و غیر از امریکا کشور هلند نیز در پشتیبانى از شبکه هاى مذکور بسیار فعال است.
در سال 1387 حدود 5 میلیون و 400 هزار گیرنده ماهواره غیرمجاز در ایران وجود داشته است. از حدود 17 هزار و 666 شبکه ماهواره اى جهانى بیش از 3 هزار شبکه در ایران قابل دریافت بود که از این تعداد 380 شبکه به موسیقى هاى مبتذل، 74 شبکه به تبلیغات مد و لباس و لوازم آرایش غربى، 273 شبکه به تبلیغ ادیان ساختگى و 235 شبکه به برنامه هاى مبتذل و غیراخلاقى اختصاص یافته بود و هر ساله نیز از سوى مجلس نمایندگان امریکا ردیف بودجه اى به توسعه این شبکه ها اختصاص مى یابد که اولین هدف این اقدام تداوم جنگ نرم علیه کشورمان مى باشد.

منبع: سازمان پدافند غیر عامل

عکس

معاون فضای مجازی بسیج : تلفن همراه از ابزار های جنگ نرم است/ فضای مجازی  دچار چند همسر گزینی می شود؟ - خبرآنلاین

جنگ نرم

 

جنگ نرم

برای دیدن ادامه مطالب به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

 

  ماهواره – آي – ماهواره                           دشمن خانواده

      به جز گناه و زشتي                                 چيزي همراه نداره

   **********

        دشمن با اين ماهواره                               با دينمون كار داره

مي خواد از ما بگيره                             خدامونو يكباره

   **********

       اخبار و علم و ورزش                            هر كس به يك بهانه

اين دشمن خدا رو                              توي خونه مياره

       **********

ماهواره آي ماهواره                            خدا دوسش نداره

        با آنتن ماهواره                                     شيطان مي یاد به خانه

      **********

شعر در مورد ماهواره

 

 

فتنه و جنگ و دعوا                               بدبيني ها خدايا

 دشمن مي خواد همين و                           توي هر خانواده

     **********   

 ماهواره هاي خارج                             پر از دروغ و زشتي

براي ملت ما                                     خير و صلاح نداره

  **********

فرموده رهبر ما                                 جنگ نرم بچه ها

اين يك دام غنچه ها                             با ياد و ذكر الله

کاریکاتور

هشدار سازمان غذا و دارو!/کارتون

کاریکاتور

ماهواره، هويت زدايي از مفهوم خانواده - ایرنا

آسیب شناسی شبکه های ماهواره ای

                                                      

 

             آسیب شناسی شبکه های ماهواره ای  

ادامه نوشته

مزایا و معایب ماهواره

 

مزایا و معایب ماهواره

 

 

مزایا و معایب و آسیب های تلویزیون های ماهواره

 

شبکه های ماهواره  را مجموعا به موضوعات زیر می توان تقسیم کرد شبکه هایی با برنامه های: سیاسی، خانوادگی، علمی، مذهبی، سرگرمی، اقتصادی و ورزشی.

 

محاسن و مزایای شبکه های ماهواره می تواند موارد زیر باشد:

 

1- آشنایی با فرهنگ های مختلف  و نظرات دیگران.

 

2- گسترده شدن اطلاعات و اخبار بینندگان.

 

معایب و آسیب های ماهواره

 

به طور کلی شبکه های ماهواره ای که از غرب هدایت می شود به دنبال ترویج و تبلیغ پنج محور زیر هستند:

 

- فرد گرائی

 

- لذت گرائی

 

-  مصرف گرائی

 

-  تنوع طلبی

 

-  آزاد و بی قید بودن

 

استفاده از برنامه های ماهواره نیاز به فرهنگ سازی دارد که بدون آن درصد آسیب های آن بالا رفته و گاها غیر قابل مدیریت می شود.به طور اجمال آسیب های زیر را می توان برای ماهواه برشمرد:

 

1- کنترل آن دست بیگانه است.

 

.

 

جواناني که روابط آزاد را تجربه می‌کنند، ترجیح می‌دهند  مسئولیت یک زندگی و مخارج سخت آن را نپذیرند و از سویی تنوع‌طلبی و آزادی جنسی در روابط، آسیب‌های دیگری از جمله فحشا و اعتیاد را در پی دارد و موجب به وجود آمدن  بچه‌های بی‌سرپرست نیز می شود.

 

3- سست کردن  بنیان های خانواده و شکسته شدن حرمتها در بین اعضای خانواده.

 

کودک در این دوران بیشترین ظرفیت جذب اطلاعات را از  محیط پیرامون دارد. شخصیت و آینده‌اش تحت تأثیر همین اطلاعات قرار می‌گیرد. باید تلاش کرد تا در دوران کودکی ناب‌ترین اطلاعات و معارف را در اختیار بچه‌ها بگذاریم. به عنوان مثال وقتی  کودک در یک سریال ماهواره‌ای هیچ حریمی بین زن و مرد نمی‌بیند، بی‌مرزی برای او یک ضدارزش تلقی نمی‌شود و به آن عادت می‌کند و زمانی که به سن بلوغ و نوجوانی می‌رسد، بر اساس همین باور رفتار می‌کند.

 

4- فرار روحی و روانی از خانواده .

 

5-  پر زرق و برق بودن برنامه های ماهواره و بالا بردن سطح توقعات به نحوی که افراد برای برآورده کردن این سطح از توقعاتشان روزانه 16 ساعت می دود ولی باز هم از زندگیشان راضی نیستند.

 

6- ازدیاد طلاق ها

 

 

10- بلوغ زود رس

 

11-  اختلالات فکری

 

12-  ، تغيير مرجعيت و مديريت خانواده با تنزل دادن جايگاه پدر و مادر به همراه والدين ستيزي

 

13-  گسترش نهيليسم يا پوچگرايي

 

14-  کاهش انگيزه ازدواج

 

15-  ترويج فرهنگ فمينيستي

 

16-  عادي سازي سقط جنين

 

 

18-   ترویج فرهنگ غرب و سر خورده کردن از فرهنگ بومی

 

19-  الگو دهی غلط

 

20-  ترویج مد گرائی در پوشش و آرایش

 

21-  ترویج زندگی اشرافی

 

22-  تبلیغات ضد مذهبی به نام دوست یا دشمن

 

23-   اختلاف افکنی قومی و دینی شیعه و سنی

 

24-  ترویج مسیحیت و عرفان های کاذب

 

25-  خالی کردن جیب مردم به بهانه های مختلف از جمله: لاغری و بلند کردن قد و به وجود آمدن بیماریهای جانبی

 

راهکارها

 

1- تقویت فرهنگ خودی

 

2- چشاندن حلاوت قرب با خدا و اهل بیت

 

3- برنامه ریزی برای اوقات فراغت و مشغول نگه داشتن

 

علل گرایش به شبکه های تلویزیونی ماهواره

 

1- ضعف صدا و سیما در ارائه برنامه ها و آموزش ها و برنامه های پر محتوا.

 

 

3- نبودن دوستی و رفاقت بین اعضای خانواده

 

4-     عرضه نکردن الگوهای صحیح در رفتار

 

در نهایت می توان گفت، همه چیرز به خود انسان بر می گردد آدم تاثیرپذیر از همه چیز تاثیر می پذیره حتی کتاب، مجله، محیط ودوستان.  باید دید هر کس برای چه انگیزه و هدفی به سراغ ماهواره می رود

عکس

کاریکاتور الگوی سازی شبکه های ماهواره ای!

عکس

کاریکاتور/ رابطه عاطفی ماهواره با فرهنگ ایرانی!